مجموعه‌ای از بهترين‌ها

مژده لواسانی / مجری تلویزیون و شاعر

 

از «شب دهم» و «مدار صفر درجه» تا «ميوه ممنوعه»، و تمام سريال‌هايي كه نام و نشان حسن فتحي را دارد، همين يك نام فقط، شايد مهمترين دليل است كه دلمان قرص شود به لذتِ تماشاي اثري كه در بستر عاشقانه، حرف‌هاي مهمي براي گفتن دارد… اثري كه از سرِ دغدغه ساخته شده است و تمام اجزايش با دقت نظر و حساسيت بالا و حسن انتخاب حسن فتحي، درست كنار هم چيده شده اند… از فيلم‌نامه‌نويس و بازيگر تا آهنگساز و خواننده!

اثري كه تو را همراه مي‌كند، درگير مي‌كند و در وجودت ته‌نشين مي‌شود… درست مثل «شهرزاد»… (كه البته شخصاً به شدت فصل اولش را بيشتر دوست داشتم و شايد آنقدر فصل اول درخشان بوده كه توقع تمام مخاطبينش را بالاتر از پيش برده است) قصه‌اي كه درست روايت مي‌شود، عاشقانه‌اي كه تو را پا به پاي هر شخصيت عاشق مي‌كند، دلگير مي‌كند، غمگين مي‌كند، عصباني مي‌كند، خلاصه اينكه به بهترين شكل ممكن، همراه مي‌كند!

قصه‌ عاشقانه‌اي كه اتفاقاً در نشان دادنِ شرايط دوره تاريخي خودش هم موفق است و بازيگراني كه هركدام بهترين انتخاب موجود براي آن شخصيت هستند و در ايفاي آن نقش، قدرتمندانه عمل مي‌كنند، از استاد نصيريان در فصل اول كه نوعي از شاهكارِ بازيگري را به نمايش گذاشته بود تا فصل دوم و رويا نونهالي عزيز… .

براي من البته «شهرزاد» غير از قصه عشقش كه بسيار جذاب است و درست روايت مي‌شود و سريال را تبديل به عاشقانه‌ترين مجموعه سال‌هاي اخير كرده است، غير از اينكه تو را در بزنگاه‌هاي تصميم‌گيري بين مواضع عاشقانه و عاقلانه قرار مي‌دهد و ذهنت را تا مدت‌ها درگير مي‌كند كه تو در اين ميانه اگر بودي چه مي‌كردي و حتي بازي بازيگران محبوبي مثل شهاب حسيني كه جز درخشش توقعي از او نمي‌رود، و همه آنچه به آن اشاره كردم، با ترانه‌هاي محسن چاوشي خواستني‌تر مي‌شود!

ترانه‌هاي محسن چاوشي، با آن صداي زخمي و پاييزي به قدري درست انتخاب شده‌اند و بخش مهمي از بارِ انتقال حال و هوا و احساسات سريال را به دوش مي‌كشد كه قطعاً حلاوت تماشاي «شهرزاد» را دوچندان مي‌كند!

ارجاعتان مي‌دهم به روز اولي كه قطعه «كجايي» منتشر شد و در همان دقايق اول همه را خاطرخواه خود كرد! «كجايي» نه تنها براي طرفداران چاوشي، كه فكر مي‌كنم براي اكثر كساني كه اين ترانه را شنيدند، از همان لحظات اولِ انتشار، ترانه منتخب شد… «كجايي» با صداي پاييزيِ چاوشي، شايد انتخابي بود براي رفوي زخم‌هايمان!

دوستي مي‌گفت بين همه اتفاقاتِ عجيب و غريب و تلخ و شيرين و روزمرگي‌ها و دل‌مُردگي‌های‌مان، گاهي ترانه‌هاي شهرزاد، مي‌شود تنها دلخوشي! و من حالا، عميقاً به اين گفته معتقدم!

ترانه‌هايي كه دلخوشيِ يه پاييزِ زردو زمستونِ سردِ ما شد… با هر سليقه‌اي كه باشيد، به نظرم دست كم يكي از اين ترانه‌ها برايتان به شدت خوشايند خواهد بود؛ از «كجايي» و «خداحافظي تلخ» تا «كاش نديده بودمت» كه انگار گره مي‌خورد به گوشه‌اي از زندگي ما!

اين حتماً به همان هوش و دقت حسن فتحي برمي‌گردد كه در ابتداي اين يادداشت هم اشاره كردم. او از بازيگر تا خواننده، بهترين‌ها را براي سريال‌هايش انتخاب مي‌كند و «شهرزاد» بدون ترديد مجموعه‌اي از بهترين‌هاست!

سوتیتر:

ترانه‌هاي محسن چاوشي، با آن صداي زخمي و پاييزي به قدري درست انتخاب شده‌اند كه قطعاً حلاوت تماشاي «شهرزاد» را دوچندان مي‌كند!