دوشنبه ۲۳ اسفند, ۱۳۹۵

  • Instagram
  • Telegram

409 دیدگاه

    1. mohamad

      به قول خود شهرزاد تو قسمت ۲۴(خطاب به قباد):
      خواهش می کنم اینقد تجاوز نکن به حریم این کلمه مظلوم و بی پناه، تو عاشقی؟تو عاشقی واقعا؟عاشق چیزی رو با چیزی تاخت نمی زنه، عاشق زندگی ساده رو با من نمی ذاره تو یه کفه و زندگی پر جلال و جروت رو تو یه کفه دیگه، عاشق مثل بره نمی ره زیر یوق بزرگ آقا، عاشق اینقد ترسو نمیشه که هنوز های به هویی نرسیده اینجوری آدمو تنها ول کنه بره…
      پس قباد لایق این کلمه نیست، خواهشا شما هم این کلمه مقدس رو برا هرکسی استفاده نکنید

      پاسخ به این دیدگاه
        1. نگین

          قباد چرا عشق پدری نداره و از بچه بعنوان وسیله ای برای تحمیل کردن عشقش به شهرزاد استفاده می کنه؟ با با هیچ ادم از سالمی ( از نظر عقلی و روانی) ادمی با شخصیت دوست داشتنی و متین فرهادو نمی ذاره از سر به اصطلاح دلسوزی زن ادمی در سطح قباد بشه. بهتره قباد از سر راه شهرزادو فرهاد بره کنار اجازه بده شهرزاد هم بچشو ببینه.

          پاسخ به این دیدگاه
  1. علی جوادی

    با سلام و عرض ادب و احترام…
    میخواستم بدونم انشاالله در فصل دوم این سریال بی نظیر;امکان قرار گرفتن نسخه ی ۳ بعدی هم امکانپذیر هست یا نه؟
    در ضمن درخواستی دارم که ۴ قسمت اول سریال رو هم با کیفیت ۱۰۸۰p 5K قرار بدین…من از همه ی قسمتها تمام نسخه ها رو خریداری کردم و این ۴ قسمت کیفیت بالای ۵k رو نداشت…ممنون میشم جواب بدین

    پاسخ به این دیدگاه
  2. مریم

    من ماندم چطور فردا این قسمت را بخرم و نگاه کنم، فرهاد پدر و مادر دارد که همیشه مراقبش هستند هر خرابکاری هم بکند هاشم جمع می کند هاشم در بیرون قتل می کند هر خلافی می کند برای اسایش زن وبچش این قباد بدبخت چه از بچگی فقط زجر کشیده بزرگ اقا زدتش وشیرین هم تحقیرش کرده . از ترس جانش هم شهرزاد را طلاق داد چون خیلی از بزرگ اقا می ترسذ بخدا قلبش خیلی پاک است که با ان همه ظلم توی رستوران باز رفت دنبال قاتل .هرکس بود از خداش بود بزرگ اقا بمیرد

    پاسخ به این دیدگاه
  3. انی

    از لباس مشکی شهرزاد وهمه شواهد معلوم است بیشتر از یکی دوماه از مرگ باباش نگذشته. مدت کوتاهی است ازبچش جدا شده چطور راحت می رود در کافه قرار می گذارد هرکس جای شهرزاد بود به زمین وزمان متوسل می شد که بچش را پس بگیرد ولی مرغ امین در بدترین شرایط همراهش است اما یک یادگاری از بچش نه من معتقد نیستم یک زن باید بعد از طلاق گوشه نشین شود ولی باید حداقل یک مدتی صبر کند به بچش هم فکر کند. حق با بزرگ اقا بود انگار شهرزاد زیاد هم از این طلاق ناراحت نشد.حالا فردا بخریم ببینیم چه می شود

    پاسخ به این دیدگاه
  4. ساناز

    مهر مادری وتوجهی که مرضیه به فرهاد بیست وپنج شش ساله دارد خیلی از مهر مادری شهرزاد به بچه پنج شش ماهش بیشتر است از اصغری تا هاشم همه باید از دورونزدیک مواظب فرهاد باشند ولی شهرزادی که برای فرهاد برای برای مغازه سعیده پیش بزرگ آقا رو انداخت ،برای بچش یک کلام نگفت شیریندمی خواسته بچه را قبل از تولد بکشد، قباد با این که شخصیت ترسویی دارد واز بچگی از بزرگ آقا شلاق خورده دو کلام به بزرگ آقا گفت شیرین دیوانه است.واقعا حرف قباد این قسمت درست بود شیرین نمی تواند خودش را جمع کند بعد تو بچت را دادی به اون با تمام مشکلات رفتاری پوستی حرفش منطقی بود شما هم لطفا نظر مرا چاپ کنید

    پاسخ به این دیدگاه
    1. دانیل

      با ده بار که نه ؛ ولی هنرمندان بسیار ارزنده ای در این سریال بازی کردند، خصوصا که دو نفر از آنها شیرازی هستند و مایه فخر و مباهات فارس. و اما استاد نصیریان که قابل گفتن نیست. امید به اینکه تمام هنرمندان کشور پاینده و سلامت باشند

      پاسخ به این دیدگاه
        1. یه شخصی که مهر مادری رو تو شهرزاد ندید

          لطفا نظرمو ثبت کنین. شهرزاد مادر نیست . که اگه مادر بود به خاطر جیگر گوششم خودشو قربانی میکرد. تازه قباد مگه چشه؟ جز اینکه عاشقه؟ جز اینکه مثه فرهاد نمیتونه ی گوشه بشینه به زندگیش ادامه بده؟ عشق فرهاد و شهرزاد بچگونه بود و باید تموم میشد. فرهاد هم که معلوم نیس چشه همه دوستش مردن پا میشه میره کافه با شهرزاد شعر میخونه. هه! بعد اون قباد که شب و روزشو باخته ، باید شکسته بشه باید خورد شه.
          من نمیتونم باور کنم ک به این راحتی همه ی پولمو ریختم دور که آخرش اینو ببینم. ببینم بی مهری مادرو، ببینم عشق ناکام و ببینم بی رحمیای بزرگ آقا رو..
          لطفا ثبتش کنید و گزینشی انتخاب نکنید. اینجا ما نظراتمونو میگیم لازم به این نیس ک هر جور شما میخواید باشه

          پاسخ به این دیدگاه
          1. tannaz

            واقعا غیر منطقیه این نظر…مگه داستان باید مطابق میل شما پیش بره که پولتون دور ریخته نشه؟؟
            خیلی ها از جمله خود من از قسمتهای اول که به زور شهرزاد رو از فرهاد گرفتن ناراحتیم یعنی پولمونو ریختیم دور و باید کیفیت سریال رو ببریم زیر سوال؟؟؟ شهرزاد مهر مادریشو کنترل می کنه که وسیله ای نشه برای سواستفاده قباد و بزرگ آقا و….

    1. ساناز

      ببخشید قباد بخاطر نحوه تربیت وبزرگ شدنش که یتیم بوده کتک خورده ترسو بزدل هست تا این جا اما اصلا دغل باز نیست ،با آن همه ظلمی که بزرگ آقا بهش کرد اون قسمت راحت می توانست برای نجاتش شربت را تعقیب نکند و بگذارد بزرگ آقا بمیرد ولی نجاتش داد.یا حتی با این که از شیرین بدش می آید اوایل چند جا گفت دلم براش می سوزد طلاق شهرزاد هم از روی حسابگری نبود از ترس بزرگ آقا بود البته این جا همه مقابل بزرگ آقا لالند از هاشم وجمشید تا حتی شهرزاد که بخاطر بچش هیچی نگفت

      پاسخ به این دیدگاه
    2. سپیده

      تو کل سریال سه بار اکرم و قباد با هم روبرو شدن … هر سه بارم اکرم قباد رو خطاب کرد…دفعه ی اول که شیرین پا شد رفت از سر شام….اکرم موند گفت آقا چیزی نمیخواین؟
      قبادم که خیلی شنگول بود از شنیدن حاملگی شهرزاد با یه حالت مسخره ای بهش گفت مثلا چی؟
      دفعه دوم شبی بود که بزرگ آقا رو از بیمارستان آوردن خونه…این اکرم بی چشم و رو برگشت بهش گفت براتون چایی چیزی بیارم؟
      این قبادم با یه حالتی که من خیلی خوشم اومد برگشت گفت شما بهتره به شیرین خانم برسی
      دفعه سوم هم زمانی بود که اکرم اومد چغلی شیرین رو به قباد کرد…
      حالا این نگاه های معنی دار رو شما کجا دیدی؟
      واقعا آفرین به ذکاوتت اینقدر سریال رو نگاه کردی…فقط فهمیدی قباد دغل بازه؟
      ولی بله…اکرم واسه قباد نقشه داره…اون اول از طریق شیرین شهرزاد رو از سر راه برداشت…و حالا هم سعی دارعه از طریق قباد شیرین رو از سر راه برداره…در واقع اکرمبا همین نقشه وارد شده …ولی اینجا هم قباد مقصر نیست
      بابا اینقدر این قباد بدبخت رو له نکنید
      قباد، شهرزاد، فرهاد و حتی شیرین همه قربانی تصمیمات بزرگ آقا هستن…همه قربانی فئودالیسم هستن…همین تکبری که به بزرگآقا اجازه نمیده یه دکتر برای شیرین استخدام کنه تا دست اکرم رو بشه….
      یکم دقت کنید…حتی جایی که شیرین به قباد گفت به اکرم میگم برات شربت بیاره…قباد گفت اکرم چرا ململ پس کجاست؟…در واقع اگه شما قسمت ۲۲ رو نگاه کنید …قاتل اصلی ململ اکرمه.. وقتی شیرین ململ رو پرت کرد طرف اکرم…اکرم میتونست بگیرتش…ولی بهش طعنه زد تا از پله ها بیفته…اکرم میترسید ململ رسواش کنه…سعی کرد با بدگویی شیرین رو مجبور کنه ململ رو بندازه بیرون..اکرمه که شیرین رو دیوونه کرده….شرابی رو که از یه مغازه ی ارمنی خرید با دز بالا میده به شیرین…به اسم آرام بخش
      خواهشا شخصیت قباد رو که معلومه براش زحمت زیادی کشیده شده و تو فیلمنامه بهش پرداخته شده و از یکی از بهترین بازیگرای ایران هم استفاده کردن تا بتونه این نقش رو ایفا کنه…انقدر راحت قضاوت نکنید

      پاسخ به این دیدگاه
    1. دانیال

      دقیقننننننن منم میخاستم همینو بگم.
      مگه میشه جامعه این قدر یک دست قباد رو یه آدم بی لیاقت بدونه اونوقت فرهادی که از نظر منو خیلیای دیگه اصن سرش به تنش نمی ارزه رو شایسته بدونه.
      این همه آدم متفاوت با ما کجان؟ پس چرا ما نمیبینیمشون؟

      پاسخ به این دیدگاه
      1. شبنم

        فرهاد که هر جا رفت فقط گند زد ؛به هرکی هم رسید طرف مرد ؛ اول اون یدی گلدره ای ؛ بعد آذر؛بعد بابک و زنش ؛ آخر سرم سرگرد؛انگار شوم اصا؛چهارتا مدرک ک اون بنده خدا این همه براش جون کنده بودو نتونست محافظت کنه؛ به محض این که شهرزاد رفت هم عاشق آذر شد؛ قباد با تمام دیکتاتوری ک بزرگ آقا اعمال میکنه هم بخاطر حشمت هم بخاطر شهرزاد بارها مقابل بزرگ آقا ایستاد

        پاسخ به این دیدگاه
  5. انی

    من اگر شک کوچکی هم داشتم که اخر سریال دوباره فرهاد وشهرزاد به هم می رسند با این نحوه که شما گزینشی فقط نظراتی را که فرهاد را قدیس می دانند چاپ می کنید مطمین شدم من توی نظرم فقط گفتم چرا شهرزادفکر بچش نیست شما چاپ نکردید

    پاسخ به این دیدگاه
    1. حیرانه

      مگه وقتی قبادحاضر به طلاق دادن شهرزاد شد به فکر بچه اش بود؟ اون فقط به ثروت بزرگ آقا فکر کرد…چرا کسی نميگه قباد هم میتونستبه خودش زحمت بده و فرار کنن و زندگيشونو ی مایه دیگه بنا کنند..اونها که دیگه مشکل ازدواج نداشتند…همه انگشت های اتهام به سمت شهرزاده???

      پاسخ به این دیدگاه
  6. الهام

    چه حرفا عشق شهرزاد. اون فرهاد که همیشه عاشقه این نشد آذر اون نشد یکی دیگه .بعدش قباد اول که شهرزاد را نمی خواست بع از ازدواج عاشقش شد هر چی نباشه اون مادر بچش است و به خاطر بچه هم که شده وظیفش است که برای شهرزاد بجنگه. تازه من فکر می کنم نه با فرهاد بلکه یروزی هم با بزرگ آقا درمیفته .

    پاسخ به این دیدگاه
  7. Marzieh

    تا الان شهرزاد شخصیتی محکم و قوی و متفاوت از عموم جامعه داشته. یک سنت شکن که حق و حقوق خودش رو میدونه و برای اونها میجنگه و در عین حال مهربون هست و دیگران رو هم درک میکنه .
    امیدوارم که اینبار به عشق دل خودش که فرهاد هست برسه. او هنوز هم میتونه مادر خوبی باشه.
    مادر خوب بودن به معنی قربانی بودن نیست.

    پاسخ به این دیدگاه
    1. امیر حسین

      بابا ده تا نظر از تو چاپ شده دیگه
      حالا چون عاشق شهاب حسینی هستی میخوای تو فیلم اون پیروز شه؟
      به نظر ما قباد بی عرضه لیاقت عشق نداره
      متاسفانه به خاطر همین نظرات فکنم ته فیلمم عوض کرده باشن و شهرزاد و فرهاد باز به هم نرسن

      پاسخ به این دیدگاه
      1. فریبا

        خوب این که دلیل نمی شه شهرزاد زنش بشه. مگه هر کس بچگیش سختی کشیده ادم باید باهاش ازدواج کنه؟ ادم با کسی ازدواج می کنه که خودش دوستش داره نه کسی که ادمو دوست داره. حالا این که فیلمه ولی امیدوارم ملاک ازدواج جوانها برابری و همانندی از هر نظر و علاقه دو طرفه باشه نه دلسوزی و ترحم برای دوران کودکی طرف.

        پاسخ به این دیدگاه
  8. علی

    نمیدونم چرا کامنت هایی یک سری از عزیزان میگذارند اینجوریه که همش میخوان این فرهاد بیچاره رو نابود کنند اون بیچاره واسه عشقش هر کاری کرد دیگه باید چیکار کنه. ولی من مطمئنم تو فصل بعدی به هم میرسن. قباد هم فک کنم هم خورشو هم بزرگ آقا رو بعدن میکشه

    پاسخ به این دیدگاه
  9. محمود

    تراژدی قشنگیه… آدم در گزینش کارکترها میمونه اصلا گاهی وقتا فراموش میشه کارکترای عشق اون چیزی که نشون میده خودشو خوده عشقه… عشق در روابط ما هم باید همینگونه باشه.. من میتونم یه مقاله مفصل و یک نمایشنامه از شهرزادی متفاوت تر بنویسم….

    پاسخ به این دیدگاه
  10. نگین

    امیدوارم شهرزاد به فرهاد برسه که هم سطح و برابرند و همدیگر رو دوست داشته و دارند. قباد هم دست از تحمیل کردن خودش برداره و یکنفر در سطح و اندازه خودش پیدا کنه. ازدواج بر پایه ترحم که ازدواج نیست. شهرزاد مثل مامان قباده نه زنش!

    پاسخ به این دیدگاه
    1. سپیناز

      وا چرا حالا مامان؟
      طرف حالا سوادش کمتر بود میشی مامانش
      مادر بی چشمداشت به پسر محبت میکنه
      اینجا کی قربون صدقه ی کی میره؟
      عزیزم تعریف عشق مادری با عشق بین زن و مرد فرق داره خیلی
      و واقعا این رابطه اصلا شبیه عشق مادر به پسر نیست

      پاسخ به این دیدگاه
      1. نگین

        از نظر روانشناسی ازدواج موفق بین دو انسان برابر وهمطراز است. وقتی دو نفر از نظر شعور و سواد و توانایی های عقلی استدلالی در یک سطح نیستند یکی از طرفین نقش والد بخود می گیرد. در این فیلم شهرزاد و فرهاد از بسیاری جهات مثل و مانند هم هستند و همیشه حرفی برای گفتن به هم دارند. همیشه شادی و نشاط را در رابطه شان می توان دید. اما شهرزاد وقتی به قباد می رسد نقش والد ( به اصطلاح مادرانه) به خود می گیرد. باید برایش داستان هزارو یکشب بخواند و راه و رسم زندگی را به او بیاموزد. منظور این نبود که شهرزاد عشق مادرانه به قباد دارد بلکه منظور این بود که باید مثل یک مادر به او خیلی چیزها را بیاموزد و نقش تربیتی داشته باشد. این یک رابطه زناشویی سالم نیست.

        پاسخ به این دیدگاه
  11. نادر

    سلام شهرزادی های گل….
    آخه دعوا چرا؟؟
    خب معلومه…………شور شهرزاد بر سر هرکه فُتد کوه کن است.
    ولی……………
    روشن روان عاشق(فرهاد) از تیر شب ننالد!!!!
    میدونی چرا؟؟؟؟
    داند که روز گردد روزی شب شبانان!!
    فرهاد بیدی نیست که با این بادا بلرزه!!!
    خطاب قباد به شهرزاد:
    چه خلاف سرزده است از ما که در سرای بستی؟؟
    جواب شهزاد به قباد.
    گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی/////فرهاد مارا،برو گورتو گم کن دیگه نمیخام ببینمت.
    فرهاد به شهرزاد
    جان ریخته شد با تو،آمیخته شد با تو، چون بوی تو دارد جان، جانرا هله بنوازم
    آره فرهادم عشقم……
    مرا به باده(کتک قباد)چه حاجت!!! که مست بوی توباشم.

    پاسخ به این دیدگاه
  12. مینو

    من از نویسنده سریال شهرزاد سوالی دارم که آخر کی و کجا بوده که نوزاد شیرخوار را بعد از طلاق می دهند به پدرش؟ اگر طبق معمول در این سریال با نفوذ بزرگ آقا هم بوده باید مقاومت شهرزاد و نحوه نفوذ را نشان می داد نه این که فقط یکبار غش کرد و بچه اش را داد و حالا هم به خیال راحت میرود سر درس و با فرهاد قرار ملاقات می گذارد؟!!!!

    پاسخ به این دیدگاه
  13. نسیم

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما.
    تو رو خدا نظران گزینشی چاپ نکنید
    من و خیییلی از دوستان این فیلم رو میبینیم که قباد دوباره به شهرزاد برسه
    واقعا قباد راست میگف تو قسمت ۲۶ اگ دوباره فرهاد به شهرزاد برسه به قباد که بر میخوره هیچی
    ب ما هم بر میخوره

    پاسخ به این دیدگاه
  14. kimiya

    امید وارم فرهاد به شهرزاد برسه .. ،
    به خدمت دوستانی که مخالف فرهاد هستن باید بگم که من خودم از اول از قباد متنفر بودم! بعد کم کم به مرور زمان خوشم اومد ازش ! چون توی یکسری از قسمتا واقعا نشون میداد چقدر به شهرزاد علاقه داره و خب کمی نظرم راجبش عوض شد اما خب وقتی یه آدم عاشق واقعی باشه باید به هر قیمتی که شده حتی جونش! به پاش بایسته و نزاره که از چنگش در بره .. # این ینی عشق ، نه عشقی که با کمی ترس و.. !بخواد خودشو پشت ترسش قایم کنه .. ، قباد اگر واقعا شهرزاد رو میخواست و عاشقانه میخواستش باید به هر قیمتی که بود مانع جداییشون میشد ! اصلا توی همین قسمت بیست و ششم قباد میگفت نمیدونستم با رفتنت حالم اینجوری میشه و…! خب معلومه اونجور که باید عشقش آتشین نبوده و یک چیزی بیشتر شبیه حس وابستگی و دوست داشتن بوده ! ادم عاشق مخصوصا یک مرد ! باید خیلی قوی و محکم و جسور باشه ! ن ترسو و ضعیف و ..! # مخصوصا الان که قباد یک پدره خیلی باید محکم تر از گذشتش باشه ! # فرهاد هر چی که بود به نظرم عاشق واقعی بود و تا اخرین لحظات تلاش خودشو برای اینکه شهرزاد رو از دست نده کرد ! و اما سر عاشقیتش با اذر باید بگم فرهاد از ته قلبش هنوز شهرزاد رو دوست داشت .. ، واینکه فرهاد از کجا باید میدونست که یه همچین اتفاقی برای شهرزاد می افته ؟! اون فکر میکرد تا اخر عمر شاید نتونه دیگه به شهرزاد بزسه ینی حتی خود ما و خیلی از شخصیت های فیلم این فکر رو میکردیم! اما هنوز درون قلبش عاشق شهرزاد بود همین طور خود شهرزاد! اینو فراموش نکنین که هیچ وقت هیچ عشقی نمیتونه مثل عشق اول باشه و بمونه .. عشقی ک برای اولین بار تجربه میشه از هر عشق دیگه ای آتیشِش بیشتره .. # .

    پاسخ به این دیدگاه
  15. mona

    به نظرم به جای نظر دادن درباره آخرش فقط همون قسمتو ببنیدو لذت ببرید.واقعا به یه بار دیدنش کفایت نکنید.جذابه خداییش.من مطمئنم اگه ازکارگردان سریال مطمئنید بهش اعتماد کنید .آخرش یه طوری میشه..فقط ناراحت اینم که دوهفته دیگه دوشنبه چیکار کنم.دلخوشیمون همین یه سریال بود…فقط امیدوارم هرچی قراره اتفاق بیفته تو همین فصل باشه و چیزی مبهم نمونه.

    پاسخ به این دیدگاه
    1. سنا

      اگه سرهنگ تیموری و مریم توسط عوامل بزرگ آقا کشته میشدند و بابک زنده میموند و فقط به عنوان یه شاهد اون گوشه واساده بود جالب تر و بهتر میشد، خودکشی بابک زیادی بود!
      مریم حقش بود کشته بشه اما به خاطر همراه شدن با سرهنگه، نه به خاطر بابک! در واقع نتیجه گیری بهتری میداد. چون به خاطر شهرت و ثروت و بازیگر شدن و… با بابک قطع رابطه کردو با اون سرهنگ همراه شد.
      قسمت قبل چقدر کشت و کشتار زیاد بود!! ۰_O

      پاسخ به این دیدگاه
  16. امیر

    جای بسی تامل داره
    کاراکتر فرهاد و قباد رو یکی بیاد بررسی کنه و دلیل حمایت های خیلی ها از شخصیت ها رو درک نمیکنم
    فرهاد وطن پرست ، عاشق ( که وقتی شهرزاد رفت و دلیلش رئ نگفت و دیگه نخواستش حرف نزد) ، مصیبت کشیده، وجدان دار و در کنار اون زخم خورده و مصیبت کشیده ، در مواردی کم عرضه ! با سواد و …

    اینور قباد در شرایط زندگی سخت بزرگ شده ، اما تا حدودی بی اعتنا به زنه اول ! که حالا میگه بزور براش گرفتن واسه اون غیرتی نیست زیاد روش ! خوب شهرزادم که براش گرفتن ؟!
    قبادی که در اکثر مواقع مست و .. هست، همش سیگار به دست و نشان دهنده برخورد نامصحیح در برابر مشکلات

    خوب براستی چرا شخصیت قباد باید بیشتر ستوده شه ؟ دلیلش چیه ؟
    چرا اکثر افراد قباد رو دوست دارند ؟ آیا احساس همزاد پنداری بیشتری میکنند ؟
    چرا باید شهرزادی که از لحاظ سطح بلوغ فکری به فرهاد به مراتب نزدیک تره باید دوباره قباد رو انتخاب کنه ؟ قبادی که در هر سختی اولین چیزی که هزینش کرده ، همین زندگی شهرزاد بوده ، چه تو انتخاب و چه تو طلاق ؟

    من متوجه نمیشم ! نه اینکه دوباره با فرهاد بودن خوب باشه،
    بازی خیلی خوب شهاب حسینی هم شاید بی تاثیر نباشه یا علاقه خیلی ها به آقای حسینی عزیز
    اما واقعا یکبار کنار هم بررسی کنیم در شرایط مساوی چرا قباد ؟ چرا ؟؟!

    پاسخ به این دیدگاه
    1. سپیناز

      یه دلیلش اینه
      ما احساس میکنیم بالاخره نویسنده یه هدفی داشته که اینقدر رابطه ی قباد و شهرزاد رو زیبا تصویر کرده
      دلیلش حسینی نیست- اگه نویسنده منفی مینوشت خوب حسینی هم منفی بازی میکرد
      یه جوری هم خوب منفی بازی میکرد که هممون کلا از قباد متنفر بشیم
      نویسنده از قسمت ۶ به بعد اصلا صحنه ی عاشقانه واسه ما تصویر نکرده از فرهاد و شهرزاد
      من نمیگم شهرزاد میرفت قرار میذاشت با فرهاد….ولی اگه نویسنده میخواست شدت عشق فرهاد و شهرزاد رو هنوزم به بیننده نشون بده … میتونست خیلی جاها فلش بک بزنه به خاطرات شهرزاد – مثلا نشون بده اون الان به جای قباد داره فرهادو میبینه…یا فرهاد که خوب بله جوان نجیبی بود بعد از ازدواج مزاجم شهرزاد نشد.ولی میتونست بعضی جاها مثلن تو تنهایی فرهاد تو زیرزمین…نشون بده که فرهاد هنوزم داره به شهرزاد فکر میکنه – یه تیکه هایی از خاطرات از ذهن فرهاد بگذره – نشون بده چند قطره اشک از چشمای مصطفی زمانی اومد…
      اونوقت عزاری هم که فباد محبت میکرد و قربون صدقه ی شهرزاد میرفت و شونصد تا بچه هم اگه به دنیا میومد…بازم اکثر بیننده ها حق رو به فرهاد میدادن
      ما هم میگفتیم خوب هرچی باشه این ازدواج زوریه و بالاخره تموم میشه و قباد بالاخره باید با یکی کفو حودش ازدواج کنه
      ولی حتمن یه چیزی هست که نویسنده زیاد به عشق بین فرهاد و شهرزاد نپرداخته…جوری که وسطا بیننده فکر میکنه شهرزاد و فرهاد همدیگر رو فراموش کردن و هرکدوم دارن زندگیشون رو میسازند…از اونجا به بعد دیگه بیننده دوست نداره قباد از زندگی شهرزاد بره بیرون…بلکه دوست داره شیرین نباشه تا شهرزاد و قباد راحت زندگی کنند….به خاطر همینه که بعضی ها فکر میکنن به شعورشون توهین شده و اصلا نمیتونن همچین پایانی رو قبول کنند….بنده طرفدار کسی نیستم…خوب من دارم داستانی رو میبینم که نویسنده نوشته و خودم اختیاری ندارم…ولی هرچی هم فکر میکنم مطمئنم که یه عمدی در کار بوده که فیلمنامه اینجوری نوشته شده و صد در صد پایان سریال نمیتونه این باشه و قراره یه مفهومی از عشق بین قباد و شهرزاد برای ما تصویر بشه…این دلیل عطشه منه برای قسمت آخر و فصل های بعدی
      شمن اینکه اونزمان چنین ازدواج هایی اونقدر هم خجیب نبوده…نمونه اش پهلوان تختی و همسرش شهلا…حالا درسته قباد تختی نیست :))))))

      پاسخ به این دیدگاه
    2. سپیناز

      من خودم وسطا فکر میکردم که فیلم داره نشون میده این دلبستگی جدید و هدفمند شدن زندگی باعث بهبود شرایط قباد میشه…
      حتی اگه یادتون باشه تو قسمت ۸ شهرزاد تو بیمارستان به قباد میگه: من مطمئنم که تو پدر خوبی میشی. مطمئنم که این بچه بهت کمک میکنه همونجوری که دوست داری زندگی کنی.
      از این حرف شهرزاد اجساس میکردم که هدف سریال همینه
      ولی انگار نه هدف این نبود- چون تا حالا که تعییری دیده نشده و انگار فصل بعدم قرار نیست تعییری صورت بگیره
      دلیل مخبوب بودن قباد بازیگرش نیست
      در شرایط مساوی این فیلمنامه است که باعث میشه بیننده با همه ی میخوارگی و … قباد با این کاراکتر همزادپنداری کنه که البته دلیلش رو هم نمیدونم
      ضمن اینکه در طول ازدواج با شهرزاد قباد هیچوقت بدمست نشون داده نشد – حالا خوردن شراب تو مهمونی ها و … تو اون دوره مخصوصا بین اعیان ها معمول بوده و از خوردن شراب نمیشه نتیجه گرفت که کاراکتر منفیه …. این چیزی که من میگم با بدمستی فرق داره که البته بعد از جدایی از شهرزاد فباد دوباره شد همون آدم بدمست سابق
      یه چیزی که تو این سریال زیباست اینه که حقایق وارونه نشون داده نشده … اون عصر با همه ی ویزگی هاش تصویر شده
      والا شما مطمئن باشید که اونموقع خیلی از دانشجوهای همین دانشگاه تهران هم شراب میخوردن…نمونه اش بابک …اونموقع مبارزای حکومت شاه همه از یه طیف و دسته نبودند

      پاسخ به این دیدگاه
  17. نازنین

    با یک نگاه حتی اجمالی به آنچه در قسمتهای پیش اتفاق افتاده:
    ۱-شهرزاد به اجبار و بدلیل نجات جان فرهاد با قباد ازدواج کرد.
    ۲-تا زمانیکه همسر قباد بود به زندگی مشترک و همسرش پایبند بود (حتی برای تحکیم زنگی مشترکشون تلاش میکرد) اما هیچگاه عاشق قباد نبود و کلمه یا نگاهی از روی عشق از طرف شهرزاد نسبت به قباد اتفاق نیفتاد.
    ۳-اما الآن و در این موقعیت بقول خودش، شهرزاد متعلق به خود اوست، چقدر باید در کابوس و اضطراب دست و پا بزند؟ !!!!

    پاسخ به این دیدگاه
  18. گلاره

    به نظر من شهرزاد حق فرهاده چون هم بخاطرش زحمت کشید کتک خورد وهم رنجیده شد از قضا اینااز بچگی شیفته ی هم بودند وانتظار وصال میکشدند اما حق نیست که فرهاد وانتظار اورا ببینیم وبه مرد مست و بی لیاقت دیگر حق وصال بدهیم مگر فرهاد آدم نیست که یک روز خوش داشته باشه بعدم فرهاد تا مدتها بعد شهرزاد سراغ کسی نرفت خود آذر اومد سراغشو گفت من عاشقت شدم وگرنه اگه بنا به ازدواج باکسی دیگه بود همون اول شهرزاد و فراموش میکرد وبا رویا(آذر)میرفت

    پاسخ به این دیدگاه
  19. نازنین

    اما راجع به مهر مادری شهرزاد ک دوستان به کرات با نظراتشون زیر سوال بردنش:
    ۱-شهرزاد به دلیل جدایی فرزندش شادابی و نشاط قبل رو نداره دچاره یکنوع دلمردگی در رفتار شده، نشانه ی آنهم در برخوردش با فرهاد در کافه نادری..
    ۲-درسته شهرزاد مادره و همون حس عاشقانه همه مادرهارو باید داشته باشه ک چند نمونشو هم شاهد بودیم، هنگام جدایی از فرزندش شهرزاد به زمین افتاد، کنار گرامافون گلایه از دوری جگرگوشه اش میکرد و یکبار هم با مادر و خواهرش پشت در خانه بزرگ آقا بودند برای دیدار پسرش..
    ۳-اما با تمام این نشانه ها و غم اندوه و یکنوع افسردگی زیر پوستی در شهرزاد ک حاصل همه اتفاقات اخیر بهمراه دوری ازفرزندش است باید قبول کنیم ک سریال شهرزاد، یک شخصیت خاص و غیر روتین و سرسخت از زنی با نام شهرزاد را به تصویر کشیده است..

    پاسخ به این دیدگاه
  20. زهرا

    سلام
    دوستان عزیز شهرزادی همونطور که می دونید: همیشه اونطوری نمی شه که ما می خوایم:
    پس اینقدر در مورد چگونگی پایان فیلم جنجال نکنیم. و عوضش
    ازدیالوگ های زیبا،از حس قشنگ سکانس ها، از بازی پر پیچ و تاب هنرمندان فیلم… لذت ببریم.
    در ضمن تعصب و قضاوت رو کنار بگذاریم چه توی این فیلم چه توی فیلم زندگی آدم های دوروبرمون.

    پاسخ به این دیدگاه
  21. فروزنده

    ممنون از همه عوامل به خصوص آقای فتحی با این داستان زیبا…
    اگه ممکنه پشت صحنه این سریال فاخر رو هم روی سایت قرار بدین یا هفته بعد همراه با آخرین قسمت توزیع کنین.هرجور خودتون صلاح میدونین انجام بدین.؛-)

    پاسخ به این دیدگاه
  22. سپیده

    ای بابا دوئله که فردا
    چه حالی بده…
    کاش حداقل ۱۰ دیقه دعوا کنند من یه بزن بزن حسابی ببینم
    آقا این قبادم دیگه پررو شده ها
    حالا چون طرف اون موقع که زنش بود بهش گفت ولت نمیکنم
    فک میکمه الانم نباید ول کنه
    شایدم بیچاره هنوز عشق و عاشقی یادش ندادن
    مگه همه چی رو باید به آدم یاد بدن؟
    من جای شهرزاد بودم یه چند تا رمان عشقی میدادم این بخونه
    تموم که کرد بیاد بحرفه

    پاسخ به این دیدگاه
  23. sahar

    با سلام. من نظرات دوستان رو میخونم و برام جالبه که انگار فقط به پایان داستان توجه دارند، در حالیکه به نظرم زیبایی این فیلم در چند بعدی بودنش هست، این فیلم ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تا حدودی تاریخ را در قالب داستانی عاشقانه به تصویر می کشد. روند داستان، جفت و جور شدن ماجراها، موسیقی خوب، بازیگری حرفه ای، سرعت خوب فیلم و غیره و غیره باعث جذابیت این فیلم شده…و این که کی به کی میرسه اصلا مهم نیست بلکه پایان خلاقانه مهمه که البته یک پایان حرفه ای ارزش اثر را تعیین می کنه، چون همه بلدند خوب شروع کنند…… آنچه کازابلانکا را کازابلانکا کرد پایان زیبا، خوب و غافل گیرانه اش بود. یا آنچه بر باد رفته را بر باد رفته کرد دیالوگ انتهایی فیلم بود…
    و البته چه زیبا میشه فصل دوم اگر زندگی عاشقانه فرهاد و شهرزاد و فعالیت های اجتماعی و سیاسی شون رو به تصویر بکشه…
    امیدوارم نظرم درج شود….

    پاسخ به این دیدگاه
  24. کيميا خ منفرد

    شهرزاد، يک بخش پنهان وجود ما بود. بخش پنهاني که زندگي شلوغ روزمره آن را از ما گرفته…بخشي از وجودمان که زماني دوست داشتن را بلد بود…و عشق ، نه يک عادت و کالاي بي ارزش، بلکه حرمت داشت و در کنار عبادت، با ارزش بود…
    صادقانه مي گويم، از الان دلم براي پايان اين سريال فاخر گرفته. اميدوارم فصل هاي بعدي اين سريال، هرچه زودتر توليد و پخش شوند.
    با ارزوي بهترين ها براي عوامل، کارگردان، تهيه کننده و بازيگران اين سريال فاخر ايراني…

    پاسخ به این دیدگاه
    1. h

      شهرزاد سریال خوبی بود و هست

      ولی فکر میکنم نویسسنده این سریال عشق مادری رو تجربه نکرده که شهرازدو به فرهاد رسوند…واقعا تکلیف یه بچه بی پدر و مادر چیه….این عشق به فرهاد چه لذتی میتونه برا شهرزاد داشته باشه وقتی بجه ش تکه ای ازوجودش زیر دست شیرینه…مهر و عشق مادری بالاتر از هر عشقی است که فعلا نادیده گرفته شد…شهرزاد بایذ عاقلانه تر و منطقی تر تصمیم میگرفت..اون میتونت از قباد یه انسان بسازه و لی….تموم شد همه چی…ناراحت شدم این قسمتو دیدم …برای من ک مادرم این قمت قشنگ نبود

      پاسخ به این دیدگاه
    2. علی

      قباد دائم الخمر ترسو واقعا به درد پدری نمی خوره
      شهرزاد چه قدر باید پای قباد بسوزه
      چون قباد خودش در زندگی سوخته دلیل نمیشه شهرزاد از سر ترحم به زندگیش آتیش بزنه

      ولی خداااایش عاشق آقای حسینی ام خیییییلی بازیگره

      پاسخ به این دیدگاه
      1. من و ن

        خانم نرگس
        اینو که میگم شک نکن همه ی جداییها از طرف دختره
        حتی اینو از یاد نبریم که شهرزاد زندکیشو شروع کرده بوود و خوبو خوش بوود..تنها کسی که سحتی کشید تو سریال فرهاد بوود..حالا هم که طلاق گرفته خودشو داره میچسبونه به فرهاد..

        پاسخ به این دیدگاه
        1. narges

          از دست دادن ها برای ما زن ها خیلی بیشتر از مردهاست الان قلب شهرزاد هزار تیکه شده از یه طرف بچش به طرف شوهری که پدر بچشه یه طرف عشقش یه طرف حرص و جوش خوردن مادرش …
          اما به قول بعضیا فرهاد چی میره یه دختر خوب میگیره و همه چیز فراموش
          درحالی که شهرزاد باعث جدایی نبود فقط نشون داده شد که باعثش بوده
          اینکه دلیل خیلی از جدایی ها دختره همیشه اینجوری نیست گاهی روزگار یه جوری نشون میده که انگار دلیلش دختره اما اصلش ندونم کاری و بی دقتی های پسره
          اینو مطمئن باشید

          پاسخ به این دیدگاه
  25. اعظم

    سلام به همگی عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد معلومه که شهرزاد باید به فرهاد برسه اگه عاشق واقعی باشند چون عشق اول هیچوقت از یاد نمیره حالا اینکه چرا قباد اتفاقی افتاد وسط نمی دونم ولی قباد در ناز ونعمت بزرگ شده کی گفته بهش بد گذشته بوده اتفاقا شیرین هم خیلی دوستش داره ولی این قباد قدر خودش رو ندونسته والا بزرگ اقا اونو روسرش می ذاشت اگه با عرضه بود

    پاسخ به این دیدگاه
  26. Dj AMIR

    سلام و خسته نباشید واقعا میگم به شما که بهترین فیلمو بعد از این همه مدت ساختید
    خیلی این قسمت قشنگ بود
    فقط نمیدونم چرا همه چیو گذاشتید برای قسمت آخر
    ولی خیلی قشنگ بود و بی صبرانه منتظر قسمت آخرش هستم
    اون دوست هایی ام که میگن اینجوری بشه و اونجوری بشه
    فرهاد واقعا نقش یک عاشق رو بازی کرده . یه عاشق واقعی
    به خاطر عشقش چه بلاهایی سرش اومد
    بهترین نقش این فیلم فرهاد بوده
    همه زحمت کشیدند ولی فرهاد سنگ تموم گذاشت
    بازم تشکر میکنم از تمام کسانی که برای این سریال زحمت کشیدند .

    پاسخ به این دیدگاه
  27. سعیده

    نقش مادری شهرازاد خییییییلی ضعیفه توی این فیلم
    توی این قسمت ۲۷ که همین الان دیدم افتضاااح بود
    اخه کدوم مادر وقتی میشنوه بچه ش پشت در خونه س همینطوره وای میسه بعدشم میشینه با عشق سابقش خاطرات گذشته رو نو میکنه
    اینکه شهرازاد بخواد دوباره با فرهاد ازدواج کنه غیر منطقی نیست اما اینکه بخواد به این راحتی از بچه ش بگذره خییییلی غیر واقعی و غیر منطقیه
    توی این فیلم شما دارید عشق مادری که یک عشق مقدس و بالاتر از عشق زمینیه رو خراب میکنین….
    شهرزادی که اونهمه نماد فهمیدگی و متانت بود بعیده که نسبت به بچه ش این رفتارو داشته باشه…
    نباید عشق مادری رو خراب کنین… نباید….

    پاسخ به این دیدگاه
  28. پریا

    صلا بحث مقایسه نیست ایشان کاملا درست گفتند از شهرزاد ما یک زن کاملا امروزی دیدیم برای رسیدن به فرهاد وحتی برای مغازه سعیده کلی جنگید اما وقتی بچش را گرفتند با بزرگ آقا یک کلمه راجع به بچش حرف نزد ، در صورتی که همین زن هنوز دوماه از مرگ باباش و جدایی از فرزندش گذشته با فرهاد تو کافه قرار می گذارد که این یک ویژگی خیلی امروزی است یعنی پایبند سنت نیست واقعا رفتار شهرزاد در مقابل بچش برای من عجیب است چرا اینقدر با تعریف که از شهرزاد داره نشون میده متناقضه
    خبر جان لطفا چاپ کن ./نکته دوم همه معماها رو در قسمت پایانی حل کردن سرهم بندی نیست ./چر

    پاسخ به این دیدگاه
  29. hila

    کاش متهم نشم اگه بگم با اشک شهرزادی که داره دوباره گردنبند مرغ آمین میبنده، اشک ریختم
    کاش شهرزاد دوباره متهم نشه به بی مهری و بی وفایی و مادر نبودن
    کاش اینقدر از بچگی تو گوش همه ی ما نمیگفتن زن خوب اینطوریه، زندگی خوب اونطوری .
    کاش همه ی ما به این باور برسیم که زندگی خوب شاید یه راه دیگه ام داشته باشه یه راهی که اونی نباشه که به ما یاد داده باشن ، ولی باشه و تهش خوشبختی باشه.
    کاش دور افکارمون حصار نکشیم برای مصلحت. مصلحت عرفی که کاش جای این همه قضاوت درش انسانیت بود و بس.
    من لذت بردم از سر باز کردن زخم دل شهرزاد کنار کسی که عشقش بوده و عشقش هست
    من لذت بردم که یه نفر تو ایران فیلمی میسازه و حرفی میزنه که شبیه حرف همه نیست. که بگه “من” آدم آخرین چیزیه که برای آدم میمونه و چه خوبه آدم به “من” خودش ، عشق ، مهر،لذت و یک دست زندگی بدهکار نباشه.
    اگه بوده و باشن ادمایی که خلاف این جریان اجبار اختیاری تو این مملکت میرن پی دلی که از نظر همه اشتباه و گناهه، من تعظیم میکنم به اون همه شجاعتی که داشتن و دارن
    ته این سریال خوشبختی دو طرفه نبود. نه دل فرهاد با رویا یا دل شهرزاد با قباد ، جمع این دل ها در خلوت آدم ، خوشبختی محض نبود
    آخرش برای خوشبختی باید قربانی میداد.
    کاش نگید و نشه این قربانی اون بچه ای که ای کاش نبود
    کاش نبودن بچه هایی که قراره وصله پینه کنن. قراره وصله بزنن ثروت بی صاحب رو یا نشون بی وارث، یا دل پدر مادر که هم دل نیستند .
    ،که اصلا ای کاش از فکر تون خطور هم نکنه خوشبختی شهرزاد و فرهاد اینقدر تلخه که قربانی میخواد.
    من ازین قسمت لذت بردم. بیشتر از تمام قسمت های دیگه. چه همون اول که شهرزاد عروس فرهاد بود یا چه اون موقعی که شهرزاد عروس دیوان سالار
    لذت بردم ازین شجاعتی که یه نفر بره پی دلش و وایسه پی دلش. که اینقدر سرکوب نکنه و نزاره سرکوب بکنن خواسته هاشو و احساساتشو
    که بشه هر عشق ناتمومی یه قسمت ۲۷ داشته باشه واسه وصل کردن همزادش

    پاسخ به این دیدگاه
  30. میم . فتحی

    سلام سریالتون فوق العادست مخصوصا بازی بازیگران جوان مصطفی زمانی ترانه علیدوستی و شهاب حسینی.
    من فک میکنم آخر این درام عاشقانه ی قوی و فوق العاده (به قول مصطفی زمانی) اینه که دو عاشق به هم نرسن.
    شیرین خودکشی میکنه و بزرگ آقا توسط شربت به قتل میرسه.
    ممنون از عوامل سریال بخصوص حسن فتحی عزیز

    پاسخ به این دیدگاه
  31. فاطیما

    همه چیز واقعا زیبا بود….
    از سکانس فوق العاده برخورد شهرزاد و فرهاد و قباد گرفته، تا
    دو سکانس زیبای حرف زدن فرهاد با هاشم، تا حرف زدن قباد با بزرگ آقا
    (که برای اولین بار ایستاد و چهارتا کلمه حرف حساب زد) …

    واقعا از تمام صحنه ها لذت بردم! دست مریزاد به شما و زحمتی که برای این سریال کشیدین!

    پاسخ به این دیدگاه
  32. میلاد

    فکر میکنم کاور این قسمت از شهرزاد رو کبیر طراخی کرده ! آخه من نمیدونم پروژه به این بزرگی و منظمی چرا کاور این قسمت باید انقدر بد طراحی شده باشه ؟ کراپ شهرزاذ روی عکس اصلی به بدترین حالت انجام شذه و لباسشم مثل سانسورهای صدا و سیما .

    پاسخ به این دیدگاه
  33. امیر

    رسیدن شهرزاد به فرهاد اونم به این شکل و تخریب قباد دور از انتظار و کلاً بداموزی بود اونم از شخصیت هایی که ساخته بودن .من دیگه نمیخرم چون خیلی بد تموم شد.پر ازابهام های حل نشده و بی فرجام و دور از سلیقه مخاطب همراه با فکر غلط

    پاسخ به این دیدگاه
  34. ماجده

    سلام بنظرم فیلم نباید اینطور هندی میشد که آخرش فرهاد و شهرزاد بهم برسن…هرچی باشه شهرزاد یه مادره…تکلیف بچش چی میشه که آنقدر راحت ولش کرد…حالا اون قباد بدبخت به کنار…بنظرم بخاطر تربیت بچش هم که شده نباید با فرهاد میرفت…

    پاسخ به این دیدگاه
  35. Arezo

    باسلام باید بگم اصلا دوست نداشتم سریال اینطوری تموم شه. الان قسمت ۲۷رو دیدیم خیلی دلم از دستتون گرفت. کاش واسه یکبار هم که شده به قباد ارزش داده میشد. اینکه بعد از آون همه محبت بفهمه هیچوقت شهرزاد دوستش نداشته آخر نامردیه. به نظرم داستان دیگه نقطه اوج رو نداره. ولی در هر صورت متشکرم به خاطر این شاهکار سینمایی

    پاسخ به این دیدگاه
  36. نازنين

    اي بابا چه مردمي هستيم ما…ببينيد سريالو لذت ببريد ديگه..قرار نيست كه داستان يه سريالم اونجوري كه تو ذهن هر كسي هست پيش بره كه؟بعدم يه جوري ميگين چرا قباد انقد بدبخته كه انگار تا حالا ادم بدبخت حتي بيشتر از اينشو نديديد تو دور و برتون…والا من كه خودم نمونه كامل يه ادم تمام عيار بيچارم…اگه اينجوري باشه كه بايد جناب فتحي چند مدل قسمت اخر بسازن.مثلا بگن طرفداراي قباد اين پايانو بخرن. طرفداراي فرهاد اون يكي ديگه رو…. يكم بزرگتر فكر كنيد اطفا….متشكرم از عوامل محترم اين سريال…عالي بود واقعا عالي

    پاسخ به این دیدگاه
  37. Sss

    ای بابا .یعنی چی؟پس این وسط این قباد بیچاره چی میشه ؟تا آخر عمرش همش باید با اون شیرین بداخلاق باشه و همش به بزرگ آقا چشم بگه؟
    قباد که از قبل شیرینو دوس نداشت .به زور ازدواج کرده بود.حالا که عاشق شهرزاد شده هرکاری واسش میکرد.واسش میمرد .با جون و دل شهرزادو دوس داره ولی فرهاد چی؟چند روز بعد از عروسی شهرزاد و آبغوره گرفتن رفت با آذر.حالا که آذر نیست یاد شهرزاد افتاده؟قباد راست میگه دیگه .شهرزاد هنوز هم عروس دیوان سالاراست .اینو بزرگ آقا هم گفت .من نمیدونم شهرزاد زده به سرش؟قباد که این همه دوسش داره و از اون بچه داره رو ول کرد اومد با فرهاد .به خاطر بچه اش هم که شده باید با قباد دوباره ازدواج کنه.
    نباید داستان همینجوری تموم شه .پس قباد بیچاره چی میشه؟
    توروخدا نگین آخر داستان شهرزاد میره با فرهاد .

    پاسخ به این دیدگاه
  38. الهه سادات

    شهرزاد: بگو! حرف حسابت چیه؟
    قباد: حرف حساب؟ معلومه! تو هنوز مادر بچه ی منی، شهرزاد! پس هنوز زن منی! پیش خودت چی فکر کردی؟ تو اصلا حق نه گفتن به من نداری!
    شهرزاد: اتفاقا دارم و میگم.
    قباد: پس معلومه از مادر بودن هیچ بویی نبردی! معلومه اصلا مادر نیستی! (جالبه که طرفداران قباد مثل خودش حرف میزنن)
    شهرزاد: تو کی هستی که بخوای تعیین کنی مادر بودن و نبودن منو؟ هزارتا گنده تر از تو هم نمی تونن مادر بودن منو از من بگیرن!!!!! (عالییییییییی)

    پاسخ به این دیدگاه
  39. الهه سادات

    شهرزاد: من میخوام دوباره ازدواج کنم، با همون کسی که همیشه دوستش داشتم، همونی که تو (رو به قباد) و بزرگ آقا، همتون(رو به خانواده ی خودش)، اون موقع مانع وصلتمون شدید! الانم اینقد تو تصمیمم جدیم که هیچ کس نمی تونه جلومو بگیره!

    پاسخ به این دیدگاه
  40. الهه سادات

    شهرزاد در حال بازگو کردن حرفهای فرهاد به خود فرهاد: شهرزاد! بس نیست این همه ناکامی؟ این همه بدبختی؟ توی دنیایی که دو روز بیشتر نیست؟ منتظر چی هستیم؟ کدوم معجزه؟ کدوم خوشبختی باد آورده؟…….
    (شهرزاد گردنبند رو به فرهاد نشون میده-همیشه پیششه)
    بیا! اینو(گردنبند مرغ آمین) دوباره به من بده. بیا این لحظه رو وصل کنیم به همزادش تو گذشته ی دور، انگار هیچ کابوسی این وسط نبوده، بیا برگردیم به نقطه ی صفر! انگار برگشتیم به همون روزا…..نه خسته ایم…………..نه پیر…………..نه این همه زخم.

    پاسخ به این دیدگاه
  41. الهه سادات

    نقطه ی صفر، اینبار با اشک….
    فرهاد: چشماتو ببند! …… درست ببند!….یواشکی نگا نکنی.
    شهرزاد: درست بستم…
    فرهاد: تقلب نکنی!
    شهرازد: نه.
    فرهاد: حالا چشماتو باز کن…
    شهرزاد: خیلی قشنگه فرهاد.
    و فرهاد مرغ آمین را دکلمه میکند.

    پاسخ به این دیدگاه
  42. ...

    تو این قسمت قباد رو نابود کردین چقدرسعی میکنین فرحاد رو خوب جلوه بدید تا قسمت بیست و سه میگفتم این سریال با بقیه سریال های ایرانی فرق داره ولی این قسمت فهمیدم اصلا همه سریال های ایرانی یکیه فرحاد خیلی شخصیت مزخرفی داره این از وقتی با اذر دوست شد فهمیدم این چند قسمت اخر هم حال همه رو با خوب نشون دادن فرحاد بهم زدین شهرزاد بخاطر بچش تو روی هیچ کس وای نیسداد حالا بخاطر عشق دوران مجردی توروی قباد وایساد همه عقده هاشون رو سر قباد خالی میکنن فقط زورشون به قباد میرسه قباد هم برای همه کاراش دلیل داره واسه اینکه از بچگی از بزرگ اقا میترسه

    پاسخ به این دیدگاه
  43. الهه

    باید بگم این سریال فقط نگاه نکردیم تا ببینیم در آخر، شهرزاد با چه کسی ازدواج میکنه که اگر اینطور بود دنبال کردن سریال معنی نداشت و باید قسمت اخر را فقط نگاه میکردیم. این سریال لحظه های خیلی قشنگی داشت تلخ و شیرین. خیلی چیزها را یاد داد، خیلی چیزها را یاداوری کرد و …
    خوشحالم ازاینکه شهرزاد قصه ما دوباره به زندگی برگشت…
    ممنون از همه عوامل سریال که اینقدر زحمت کشیدند . دست مریزاد

    پاسخ به این دیدگاه
  44. حیرانه

    با سلام خدمت تمام هنرمندان و تهیه کنندگان اين سریال فاخر…
    بنظر من این بهترین سریال بود که هم ارزش وقت گذاشتن و هم ارزش خرید و دیدن رو داشت..
    و درجواب تمام دوستانی که گله دارند از پایان فیلم باید عرض کنم که قباد شخصیتی بزدل و بی دست و پا داشت که از ابتدای فیلم هم در هنگام عروسی و هم متارکه مست و لایعقل بود و هیچ قدرت تصمیم گیری ای نداشت و حتی ب خودش زحمت نداد ذره ای برای عشق زندگیش و یا پسرش بجنگد..خیلی از دوستان از بدبختی های قباد گله مندند و فرهاد رو شخصیت بد ميدونند…در حالیکه از ابتدای فیلم کسی ک شجاعانه در برابر دشمنان و رقیبانش ایستاده و بخاطر خواسته هاش جنگیده فرهاده و قباد در نهایت ناراحتی فقط نوشیدنی میخوره تا به چیزی فکر نکنه…و بنظر من این پایان در واقع پاسخ خوبی به تمام بی عرضگی های قباده تا بلکه از خواب بیدار بشه..
    البته من اصلامنظورم توهین به ستاره و هنرمند کشورمون آقای حسینی نبوده که ایشان رو تحسين میکنم بخاطر بازی خودشون و حرف من در واقع شخصیت قباد هست..شهرزاد به عنوان یک زن با تمام شکستی که در عشق خورده بود به زندگی با اون دل بسته بود و تمام توهین های شیرین رو تحمل میکرد اما اون فقط بخاطرثروت شیرین عشق خودشو به بازی گرفت..مطمئنا در زندگی عادی همچین شخصیت بزدلی منفور خواهد بود…همچنین شهرزاد عذاب زیادی کشید تا با نبود فرزندش کنار بیاد و تمام نفرات در حال حاضرش از قباد هم بخاطر همینه که عامل جدایی اون از فرزندشه ولی مگه قباد چقدر پدری برای اون نوزاد کرد که همه شهرزاد رو به سردی متهم میکنن؟ گویا باید بعضی ها فیلم رو از اول نگاه کنند.. کمي واقع نگر باشیم و به قلم نویسنده هایی که اینچنین نقش زیبایی رو رقم زدنداعتماد کنیم.

    پاسخ به این دیدگاه
  45. فرگل

    کاش دیگه بذارن یه اب خوش از گلوی شهرزاد و فرهاد پایین بره…عشق به فرهاد میگن که با وجود متارکه شهرزاد و بچه داشتنش بازم دوستش داره و میخواد باهاش ازدواج کنه…حتی وقتی هم که فکر کرد شهرزاد نمیخوادش و تصمیم گرفته با قباد ازدواج کنه به تصمیمش احترام گذاشت…مثل قباد خودخواه نبود که شهرزاد رو بدبخت کرد با بی عرضه کیش الانم باز نمی ذاره نفس راحت بکشه….بازی همه هم عالیییییییییییییییی بود همه خسته نباشید

    پاسخ به این دیدگاه
  46. ابوالفضل

    این سریال نمونه بوده و است …….به خاطر همه چیزش ….امیدوارم سری دومش سریع ساخته بشه ….من واقعا ناراحتم که داره تموم میشه ،اما اگه دوش بیاد خیلی خوب میشه ….ممنون از خانم علیدوستی واقایان حسینی و زمانی بابت بازی خوبشان

    پاسخ به این دیدگاه
  47. مریم

    دلم خیلی برای قباد سوخت وقتی که به شهرزاد گفت : شهرزاد اینطور کوچیکم نکن . من هنوز هم دوستت دارم . حتی بیشتر از قبل … آقای شهاب حسینی واقعا این سکانس رو خیلی زیبا اجرا کردند .
    اگه شهرزاد به فرهاد برسه ممکنه که یک عاشق و معشوق قدیمی به هم برسند ولی از طرف دیگه این رو هم می دونیم که شهرزاد از قباد متنفر نیست فقط دل گیر هست و اعتقاد داره که اون باید تو عشقش استوار می موند و پافشاری می کرد . خب قباد اصلا عاشقی بلد نبود و تازه داشت عاشق می شد و رسم ورسوم عاشقی رو یاد می گرفت . از طرف دیگه با ازدواج شهرزاد و فرهاد داستان بدبختی قباد ادامه دار خواهد شد . به عبارتی سرنوشت تلخ قباد به فرزندش امید هم منتقل میشه . اون هم زیر دست نامادری بزرگ میشه و چه بسا وقتی که بزرگتر بشه رفتارهای تلخ و دردناکی که با قباد شد با اون بشه. خب اون وقت این داستان چه پیام اخلاقی می تونه داشه باشه ؟

    پاسخ به این دیدگاه
  48. مریم

    با اینکه خیلی دوست دارم ببینم بالاخره انتهای داستان چی میشه خیلی هم از تمام شدن این مجموعه زیبا و دوست داشتنی دلم می گیره و خدا میدونه چقدر باید صبر کنیم تا فصل دوم ساخته بشه !!!
    با این همه جا داره از تمام دست اندرکاران این سریال فاخر قدردانی بشه .

    پاسخ به این دیدگاه
  49. رضا

    ای کاش خانم هنرپیشه سریال انتهای داستان رو لو نمیداد من هر دو شنبه از ساعت ۸ صبح تا هفته بعد ساعت ۸ صبح هر روز چند بار فیلم ها رو دقیق نگاه میکردم ولی وقتی آخر داستان لو رفت خیلی حالم بد شد نه به خاطر نحوه تموم شدنش فقط به خاطر عوامل سسریال که اینهمه زحمت کشیدن ولی به این جور آخرش لو رفت . واقعا برای ین خانم هنر پیشه متاسفم…جناب فتحی واقعا ممنون
    جناب شهاب حسینی عزیزم واقعا بدون تعارف تو دوران معاصر و هم دوران های شما ، شما بدون رقیبی.
    فقط انتقادم اینه کاش یه مقدار به مادر بودن و احساسات مادری آن هم توی آن زمان که مادر جونشو راحت برای فرزندش می داد بیشتر توجه می شد چه برسه به خوشبختیش .
    متشکرم از زحمات ارزنده شما . ممنون میشم نظرم انعکاس پیدا کنه
    رضا از مشهد مقدس

    پاسخ به این دیدگاه
  50. محمد

    متاسفم. اینقدر خرد کردن قباد لازم بود؟ بر اساس همه قسمتهای سریال که تا حالا دیدیم شخصیت قباد اونقدر هم بدجنس نبود که احتیاج باشه در قسمت اخر اینجوری ویرانه و خرابش کنید. این همه تضاد در متن سریال. البته با احترام به اقای فتحی امیدوارم قسمت اخر طور دیگه ای رقم بخوره هرچند دور از ذهنه. باز هم یک پایان تلخ. امید خیلیا را برای تماشای فصل بعدی کم کردید

    پاسخ به این دیدگاه
      1. رها.ر

        واب بالاخره تلخه یا شیرین؟؟؟؟ میگیم تلخه شما میگین:
        سلام پایان سریال متفاوت تر از چیزی هست که فکر می کنید پس صبر کنید شمارش معکوس برای آخرین قسمت فصل اول
        میگیم خوبه شما میگین:
        سلام پایان سریال متفاوت تر از چیزی هست که فکر می کنید پس صبر کنید شمارش معکوس برای آخرین قسمت فصل اول
        :-\ :-\ :-\ :-\ :-\

        پاسخ به این دیدگاه
  51. محمد

    نمیدونم چه س و سری تو فیلمتون هست که ما رو به دیدن قسمت آخر فیلم سوق میدین در صورتی که اگه شهرزاد با قباد دوباره ازدواج کنه گند میزنین بهریتم و فضای سریال اگه هم نکنه بازم کمیتش می لنگه ما همچنان بی صبرانه منتظریم این مرغ آمین به سروسامان برسمرغ آمین درد آلودی است کاواره
    بمانده
    رفته تا آنسوی بیداد خانه
    بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه
    نوبت روز گشایش را
    درپی چاره بمانده
    می شناسد آن نهان بین نهانان
    جور دیده مردمان را
    با صدای هر دم آمین گفتنش آن آشنا پرورد
    می دهد پیوندشان در هم
    می کند از یاس خسران بار آنان کم

    واقعا شعر بی نظیریه لطفا نظرات منو چاپ کنید

    پاسخ به این دیدگاه
  52. بهروز

    راستش اصلا خوشم از شخصیت شهرزاد نیومد چون واقعا باعث ننگ بود..
    چون به نظر من شخصیت شهرزاد یه آدم خیانتکاره. چون همیشه به فرهاد فکر میکرد و گردنبند مرغ آذین اونو داشت و دست خط فرهاد و لای کتاب قایم میکرد بعدش از اون ور زن قباد بیچاره بود و از اون بچه داشت و همش اون بدبخت رو به عشق خودش امیدوار میکرد. به این میگن نامردی و خیانت…..
    خواهشا حتما نظرمو بزارین تا دوستان هم نظرشون رو بگن…
    ممنون

    پاسخ به این دیدگاه
      1. فاطمه

        سلام من همواره بسیار بسیار محترمانه از بعضی قسمتها انتقاد کردم و شما منتشر نکردید! یک بار هم پول به حساب سایت ریختم برایم لینک دانلود نفرستادید. چندبار نوشتم که من پول دادم ولی لینک نیومده نه به حرفم توجه کردید و نه منتشرش کردید! می خوام بدانم کدام یک از جملات من توهین آمیز بوده!!!!؟؟؟؟؟

        پاسخ به این دیدگاه
        1. admin hejazi

          سلام
          دوست عزیز ما همگی نظرات را چاپ میکنیم مگر اینکه الفاظ نادرست به کار گرفته باشه یا اینکه اگر مشکلی باشه رفع میکنیم . مشکل شما هم رسیدگی شد و لینک ها به ایمیلتون ارسال شد
          ولی اگر مشکلی داشتید به شماره تلگرام پشتیبانی زیر پیام بدید
          ۰۹۹۰۱۲۶۴۷۱۱

          پاسخ به این دیدگاه
  53. سپیده

    عالی بود این قسمت
    ممنون از عوامل و دست اندرکاران
    میگفتن پایان سریال توسط یکی از بازیگران لو رفته…حتی اگر این همون پایان لو رفته باشه آنقدر زیبا ساخته شده که آدم دوست داره هزاران بار سکانس ها رو نگاه کنه
    من طرفدار قباد بودم…هنوز هم هستم…در واقع از نظرم قباد شخصیتی نیست که که دوستان بهش نسبت میدادند…قباد، فرهاد، شهرزاد و حتی شیرین قربانی افکار کهنه و نظام ارباب رعیتی شده بودند و واقعا نمیتونستم بپذیرم که شهرزاد که دختر عاقلی تصویر شده تو داستان بتونه قباد رو نادیده بگیره…
    ولی حتی همین نادیده گرفتن اونقدر قشنگ تصویر شد که واقعا از این به بعد هیچ قضاوتی نمیکنم…چون به عوامل سریال اعتماد دارم…شهرزاد در جامعه ی مردسالار سال ۳۲، در شرایطی که زنان هنوز حق رای نداشتند، قانونی برای حمایت از خانواده وجود نداشت، زن ها نمیتونستند درخواست طلاق بدن، مادر برای سرپرستی کودک به حساب نمی اومد و …. و در جامعه ای که هنوز تخم و ترکه های رژیم ارباب رعیتی و افرادی چون بزرگ آقا و ملاکین بزرگ با سرسپرده کردن افراد (حتی افرادی مثل هاشم و جمشید) و رسوخ در ذهن اون ها که بزرگ آقا صلاح همه چیز را بهتر میداند (و تازه ۹ سال بعد قرار بود این اصول با مخالفت گسترده به همه پرسی گذاشته بشه)…بهترین تصمیم رو گرفت.
    تونست روی مردی از همین گروه (قباد) تاثیرگذار باشه و به بزرگ آقای داستان بفهمونه که دیوانسالار بودن پشیزی ارزش نداره، چه او حتی مدت کوتاهی بعد از طلاق حاضره حتی به قیمت ازدواج مجدد این اسم رو از روی خودش برداره.
    شهرزاد که یکی از این قربانیان بود شاید دیر ولی تونست خودش رو نجات بده از این سلطه چون اون در متن جامعه بود و میفهمید که دیر یا زود رژیم ارباب رعیتی برچیده میشه …. اینکه اون میتونه به یک ارباب بی اعتنا باشه
    ولی قباد قربانی دیگر هرچند تحمل همین رژیم ارباب رعیتی رو نداشت ولی چون مطالعه نکرده بود چون در متن جامعه نبود و برای رهایی از این درد برای خودش مرهم لایعقلی تجویز کرده بود نتونست خودش رو نجات بده چون باور داشت که مهره ی شطرنجی هست در دست ارباب…حتی اگر همخون همون ارباب باشه.
    خیلی از دوستان مهر مادری شهرزاد، وفاداری اون، علت نگهداشتن گردنبند مرغ آمین و … رو زیر سوال بردند ولی یه مقدار مطالعه راجع به شرایط اون روز نشون میده که شهرزاد تا جایی که توان داشت جنگید… در واقع شهرزاد خواسته یا ناخواسته هدف بزرگتری رو انتخاب کرد…اون حاضر نشد حتی به قیمت داشتن فرزندش التماس کنه به بزرگ آقا….و دست ارباب قدرت رو ببوسه و جلوی افکار کهنه ی قباد که هرچند شهرزاد رو دوست داشت ولی نمی تونست همزمان با سرعت زمانه پیش بره ایستاد
    امیدوارم همون طور که گفته شده فصل دوم سریال برهه زمانی اواخر دهه ۳۰ و اوایل دهه ۴۰ رو نشون بده و حتی زیباتر از فصل اول باشه…
    ممنون از همه ی عوامل این سریال برای اینکه شهرزاد رو نقش اول این مجموعه انتخاب کردند

    پاسخ به این دیدگاه
  54. مریم.

    وایی عالی بود این قسمت….از همه ی کسایی که توی درست کردن این مجموعه کمک کردن متشکرم….چقد گریه کردم این قسمت برای شهرزاد برای فرهاد برای قباد…فرهاد و شهرزاد که به خواستشون رسیدن…بیچاره قباد کاش یه ذره جربزه پیدا کنه…کاش بتونه از زیر سایه بزرگ آقا بیاد بیرون و یه زندگی مستقل داشته باشه…واقعا بی انصافیه اگر بخوایید قباد رو هم مثل بزرگ آقا عقده ای بکنید…اگر قصدتون اینه پس بهتره پایان داستان خودش رو بکشه…این جوری حداقل شخصیت قباد انقدر سیاه نمیشه…همیشه که نباید شخصیت ها خیلی بد و خیلی خوب شن….
    اگر خدا ب…ببخشید اگه نویسنده بخواد قسمت بعدم این بزرگ آقا رو میکشن خیالمون راحت میشه…
    امید وارم تو قسمت بعد همه ی مجهولات رو حل کنید و مارو نذارید تو خماری تا فصل دوم….و برای فصل دو یه داستان جدید داشته باشه….

    پاسخ به این دیدگاه
  55. علی نادری نژاد

    لطفا….
    هرچی جلوتر اومده کیفیت اومده پایین،ولی این دفعه بیش از هر دفعه ی دیگه ای.
    یه بار اون سه قسمت اول رو ببینید و بعد دوباره بیاید این قسمت ۲۷ رو ببینید متوجه میشید.
    و ضعف اصلی هم به نظرم توی فیلمنامه است.دیالوگا خیلی بی روح و تصنعی و شتاب زده و به دور از دقت سه قسمت نخست نوشته شده و تراش خورده.این ادامه پیدا میکنه تا جاییکه کارگردان فرهاد رو با دوتا جمله میفرسته وسط صحنه که بره سر قبر سرگرد فولاد شکن،و اونم چون با دوتا جمله نمیشه حس گرفت،میره و یه بازی تصنعی رو ارایه میده.
    این مورد درمورد شهرزادم صادقه.
    توی اون صحنه ای که قراره فرهاد سر شام اون راز رو از پدرش بشنوه،بازی نشدن اون صحنه خیلی تو ذوق ادم میخوره؛و بیشترش وقتیه که راز رو فهمیده و توی مسیر خونه ی شهرزاده و یا وقتی داره با شهرزاد درباره ی اون راز صحبت میکنه،توی همه ی این لحظاانتظار یه احساسات قوی تری از فرهاد رو داره.
    ولی این قسمتم مثل همه ی قسمتای قبل همه ی صحنه ها خیلی زیبا چیده شده بودن،مخصوصا حیاط خونه ی شهرزاد.
    این فیلم ، فیلم خیلی قوی ای بوده و اگه زیاد ایراد میگیرم به این دلیله که حیفم میاد اینطوری ادامه پیدا کنه.

    پاسخ به این دیدگاه
  56. حمید

    با سلام خدمت همه عوامل سریال شهرزاد
    سریالی که با بازی فوق العاده ستاره هاش و صدای زیبای استاد چاوشی خستگی رو از تن همه درکرد و عقده ندیدن یک سریال خوب از تو دلا بیرون .
    فقط یه خواهش داشتم میخواستمپشت صحنه سریال شهرزاد هم طی یک سی دی نشون بدید تا همه با زحمات عوامل پشت صحنه و همچنین زحمات بازیگرای فوق العادتون اشنا بشن
    با تشکر

    پاسخ به این دیدگاه
  57. محمد

    فیلمش خیلی قشنگه..بازیگرا بهترین بازیشونو ارائه دادند خصوصا اقای نصیری بنظرم بهترین بازیشه
    اما خواهشی ک دارم ازاقای فتحی…اینکه هفته ای یه قسمت نشون میدن خیلی زمان بره و انتظار خوب نیس..اگه میشه چندقسمت رو بزارن تو هفته..ممنونم اقای فتحی بزرگ

    پاسخ به این دیدگاه
  58. مه لقا

    کار هفته قبل قباد اونقدر بد نبود
    ولی کار امروز قباد واقعا زشت بود
    اون حق نداشت با راه انداختن سر و صدا جلوی در خونه خصوصا تو جامعه ی اون روز باعث بی آبرویی بشه
    حتی اکه نمیتونست تحمل کنه شهرزاد بعد جدایی با کس دیگه ای باشه
    میتونست بره تو و از شهرزاد بپرسه
    در واقع شهرزاد به خاطر عاطفه مادری و حتی شاید به خاطر قباد به فرهاد جواب رد داده بود
    این خود قباد بود که باعث تغییر تصمیم شهرزاد شد
    و من خیلی از تصمیم آنی شهرزاد لذت بردم
    چون مردی رو که عربده کشی کنه باید خرد کرد
    بعد از یک سال زندگی هنوز نفهمیده شهرزاد شیرین نیست که از دوئل دو تا مرد جهت تصاحبش خوشحال بشه
    چون اون فقط به خودش تعلق داره

    پاسخ به این دیدگاه
  59. مهدی

    نمیدونم چی بگم واقعا !! اصا حس خوبی نداشتم به این قسمت .. این قدر عجله برای اینکه شهرزاد دوباره به فرهاد برسه … انقدر تحقیر و منفی کردن قباد … با وجود اینکه از قبل همه حدس میزدن این طوری میشه و شهرزاد به فرهاد میرسه اما بازم امید داشتم که این اتفاق نبوفته .نمیدونم یه حس و حال عیجبی پیدا کردم بعد از دیدن این قسمت اصا انتظار نداشتم این طوری پیش بره …

    پاسخ به این دیدگاه
  60. شهرزاد و فرهاد

    اين قسمت بينهايت قشنگ بود اون لحظه كه شهرزاد به فرهاد گفت بيا دوباره مرغ امين رو به گردنم بنداز…..اميدوارم سريال همونجور كه به نظر مياد تموم شه برام مهم نيست كه پايانش قابل پيشبيني باشه فقط تو انچه خواهيد ديدش معلوم نيست بزرگ اقا به باباي فرهاد چي ميگه و شهرزاد و فرهاد كجا رفتنو و قباد كجا ميره و ير بچه چي مياد به هر حال اين قسمت بينهايت قشنگ بود لطفاً براس پايان باز نزاريد و درباره ي تاريخ انتشار فصل دو هر چه سريعتر اقدام كنيد
    خسته نباشيد با تشكر

    پاسخ به این دیدگاه
  61. پگاه

    نمیدونم تو قسمت بعدی قراره چه اتفاقی بیفته و آیا اتفاقات ۱۸۰ درجه معکوس میشه یا نه ولی اون چیزی که دلم میخواست توی این سریال ببینم اینه که اگرچه ممکنه آدما تحت شرایطی که زمونه براشون رقم زده بی عرضه بی هدف و بدون انگیزه زندگی کنند ولی شاید وجود یک انسان و وجود عشق بتونه اونا رو از این وضعیت نجات بده
    در شرایطی که بیننده احساس می کنه میتونه این اتفاق برای شخصیت قباد بیفته و اون ترس رو کنار بگذاره طلاق پیش میاد که اگرچه برای قباد تهدیده ولی میتونست فرصتی باشه برای ابراز عشق بیشتر و در شرایطی که بیننده در قسمت های وسط داستان عشق قباد رو باور می کنه ولی بعد از اینکه قباد شهرزاد رو طلاق میده به یکباره با جنبه دیگری از شخصیت او روبرو میشه یک چهره حق به جانب که هیچوقت از قباد  دیده نشده وقتی به شهرزاد میگه زن مطلقه رو چه به این غلطا یا وقتی میگه دلت خوشه بچت رو ول کردی رفتی (انگار نه انگار که اون شهرزاد رو طلاق داده و بچه رو ازش گرفته) یا وقتی بزرگ آقا بهش میگه چرا بچه رو امروز بردی لاله زار میگه اون اگه مادر بود …
    اگر یادمان بیاد سکانس جدایی قباد از شهرزاد لحظه ای که میگه من بر می گردم این جمله با بغض و در عین حال جدیت خاصی گفته میشه ولی بعد می بینیم که تلاش ناچیزی برای برگرداندن اوضاع از سوی اون صورت می گیره در واقع هیچ کجا دیده نمیشه که اون برای بدست آوردن دلی که شکسته تلاش کنه و قطعا نمیشه گفت این از ترس بزرگ آقاست و به نظر من شاید این می تونست داستان رو زیباتر کنه بیننده به جدایی شهرزاد و فرهاد عادت کرده بود و رسیدن دوباره اونا به هم اگرچه با سکانس مرغ آمین زیبا شد ولی جذابیت زیادی به داستان نداد

    پاسخ به این دیدگاه
    1. محمد

      عالی گفتید. برداشت من هم از تغییر رفتار قباد بعد از ازدواج همین بود . بر اساس سکانسهایی که دیدیم قبول طلاق توسط قباد به اون راحتی قابل درک نبود و یا بعد از طلاق حق به جانب بودنش و طرز صحبتش با سهرزاد، شهرزادی که همیشه قباد نازش را می کشید شاید همه اینها زمینه چینی برای فصل بعد باشه که می خوان از قباد یک بزرگ اقای دیگه و مستبد بسازن که اصلا جالب نیست. در ضمن خداکنه تکلیف اکرم در همین فصل مشخص بشه و حذفش کنن. به هر صورت از تلاش اقای فتحی برای تهیه این سریال تشکر می کنم جاتون در تلویزیون خالیه. لحظات رمانتیک عالی ساختید هم بین قباد و شهرزاد و هم بین فرهاد و شهرزاد. از بازی عالی اقای مصریان و شهاب حسینی و ترانه علیدوستی ممن

      پاسخ به این دیدگاه
  62. Mahdi

    ممنون از سریال خوبتون

    راستی دوستانی که هی میگن نظر ما رو چاپ نکردی چاپ نکردی
    باید بهشون بگم اینجا چاپ خونه نیست !!
    کامنت ها رو هم تایید میکنند نه چاپ …..!!!!!!
    اگه هم مدیر سایت تایید نمیکنه ، حتما صلاح نیست که تایید نکرده دیگه

    پاسخ به این دیدگاه
  63. A1

    سلام ب همه . درسته ک شهرزاد و فرهاد از اول همدیگه رو دوست داشتن اما یادمون نره ک این شهرزاد بود ک بخاطر نجات جون فرهاد وارد زندگی قباد شد بعدشم که فرهاد ب آذر دلبسته شد. این شهرزاد بود که گردنبند فرهاد رو پیش خودش نگه داشت و بازم این شهرزاد بود که دستمال یادگاری بزرگ آقا رو ک خیلی براش عزیز بود ب فرهاد داد . کاراکتر قباد و عشق قباد برای من از بقیه مقدس تره .

    پاسخ به این دیدگاه
  64. افسانه

    “وقتی زندگی رو روال نیست، وقتی همه چی در همه ، من دیگه از هیچ اتفاقی تعجب نمی کنم حتی رسوایی امشب…….”
    این دیالوگ فوق العاده بود، در واقع مصداق این :
    اندوه که از حد بگذرد جایش را می دهد به یک بی اعتنایی مزمن ….
    خیلی سخته به این نقطه برسی ………….
    واقعا ممنونم به خاطر این سریال عالی

    پاسخ به این دیدگاه
  65. ستار

    سپاسگزاریم جناب فتحی عزیز
    بهتر از این تلخی قسمت پنج به بعدو نمیتونستیم فراموش کنیم.
    بار تلخکامی قسمت پنج به بعد از دوشمان رفت و سبک شدیم.
    از خداوند برایتان آرزوی شادمانی و شادکامی داریم که تا همینجا مارا شادمان کردید.
    البته هراس قسمت بعد را داریم. نکند باز مانعی برای رسیدن شهرزاد به فرهاد ایجاد شود؟ نکند منطق داسناتی به یکباره فرهاد را از چشم شهرزاد بیاندازد؟ امیدوارم که خیر.
    البته من در زمانی که شهرزاد همسر قباد بود، به دلیل جملات سبک و توخالی عاشقانه قباد، هیچگاه با او همذات پنداری نکردم. اما اینبار دلم واقعا برای قباد سوخت. امیدوارم انتقامش را از بزرگ آقا بگیرد و امیدوارم در نهایت عاقبت به خیر شود. اما شهرزاد و فرهاد را جدا از هم نمی خواهیم.

    پاسخ به این دیدگاه
  66. زهره

    سریالتون فوق العاده بود. فوق العده ب معنای واقعی داستانی محشر با بازی عااالی هم تشکر و هم تبریک از همه ی کسایی که واسه این سریال زحمت کشیدن. بهترین فیلمی بود که تو زندگیم دیدم ب نظرم دست تمام فیلما و سریالای هالیوودیو از پشت بست. واقعا ممنون

    پاسخ به این دیدگاه
  67. parinaz

    به نظرم خیلی مسخرست که شهرزاد و فرهاد به هم برسن. چون کسی که عاشق واقعیه شهرزاد هست قباد هست که برای اولین بار عاشق شده ولی فرهاد نشون داد که بعد از شهرزاد عاشق آذر شده پس این عشقی که ازش دم میزنه واقعی نیست و خیلی اغراق به نظر میرسه اصلا غیر منطقیه چطور شهرزاد اون همه محبت فرهاد رو به آذر نادیده گرفت و راحت ازش گذشت و این همه محبت قباد رو نمیبنه از طرفی همه میدونن که قباد بخاطر خوشبختی شهرزاد و بچه اش مجبور شد متارکه کنه یعنی طلاقش بخاطر دوست داشتن بود کاری که شهرزاد در حق فرهاد کرد ترکش کرد تا خوشبخت بمونه فرهاد.
    از طرفی بی تفاوت بودن شهرزاد نسبت به بچه اش خیلی غیر منطقیه هیچ مادری این کار رو نمیکنه.در کل سریال به این زیبایی اگه جوری تمام بشه که فرهاد و شهرزاد بهم برسند و قباد تنها بمونه واقعا بی معنی میشه هر سه نفرشون تنها بمونن قشنگتر و منطقی تر از این هست که اینا بهم برسن و فباد و بچه اش تنها باشن.
    در نهایت تشکر از همه عوامل خوب این سریال

    پاسخ به این دیدگاه
  68. فرناز

    سلام…
    چقدر منتظر لحطه ای بودم که شهرزاد و فرهاد با هم حرف بزنن….کلی اشک شوق برای این قسمت ریختم….عالی بود…دلم هم برای قباد میسوه…
    عالیه….
    امیدوارم هر چه زودتر قسمت ۲۸ برسه….
    با اینکه اخر سریال رو لو دادن ولی من مشتاقانه تر بودم که شهرزاد رو ببینم…شنیدن کی بود مانند دیدن…
    از شهرزاد حمایت کنیم …
    ممنون از سریال عالی تون…

    پاسخ به این دیدگاه
  69. رویا

    دوستای گلم خودتونو بزارید جای شهرزاد …
    عاشق هبازی و عشق بچگیشه اما به خاطر حفظ جون عشقش مجبوره از خود گذشتگی کنه و با یکی که اصلا حسی بش نداره ازدواج کنه شهرزاد در تمام دوران زندگیش با قباد سعیشو کرد که همسر خوبی براش باشه درکش کنه و دوسش داشته باشه اما نشد … این که نشد همش تقصیر بی ارادگی و ضعف خود قباد بود! خانومای عزیز خود شما به مردی که فقط ادعای اینو که عاشقتونه داره میتونید تکیه کنید و همون حسو بش داشته باشید؟؟توی ذوقتون نمیخوره این رفتار؟؟
    حالا که از همسر اجباریو ضعیفش جدا شده چرا به عشق قدیمیش فکر نکنه؟فقط چون مادره؟درسته که مادر بودن
    حس بزرگیه اما نمیشه امیدوار بود که هم فرهادو داشته باشه هم بچشو؟

    پاسخ به این دیدگاه
  70. نرگس

    سکانس شهرزاد تو دانشگاه…و قبرستون رفتن فرهاد اضافی و بی مورد بود!
    بعدم اینکه الان که فکر میکنم میبینم چه الکی نقش قشنگ حشمتو خراب کردین! اصلا احساس میکنم مسیر داستانو عوض کردین سروتهش هم بیاد وگرنه اون پسره که اومد با شیرین شریک شه بعدشم آشنای حشمت دراومد و فرستادتش شهرستان و بهش گفت بعدا میفهمی قصه چی بوده به کجا رسید؟!!!!

    از الان ضعف داشتید خدا به داد فصل دومتون برسه

    پاسخ به این دیدگاه
  71. M.R.

    شهرزاد!
    ای شیرزن!
    شهامتت را می ستایم.
    در گفتگوی قاطعانه با قباد.
    گویند چرا شهرزاد فکر عاطفه قباد را نکرد؟ چرا به عشق قباد بی توجه بود؟
    دوستان! سریال را از نو ببینید!
    مگر وقتی قباد به امر بزرگ آقا در واقع شهرزاد را از فرهاد دزدید، پشیزی برای عاطفه فرهاد اهمیت قائل بود؟
    همبشه از ماست که بر ماست. و از هر دست دهی از همان دست میگیری.
    اگرحوصله و وقت کافی موجود نیست برای بازبینی قسمتهای اول سریال، عین دیالوگ قرهاد و قباد در قسمت پنجم زمانی که فرهاد با حالت استیصال از قباد خواست از شهرزاد دست بردارد اینجا بازگو میشود:

    فرهاد: سلام
    قباد: علیک سلام. شما؟
    فرهاد: فرهادم. پسر آقا هاشم
    قباد: هان! آآن! (میخندد)
    فرهاد: اومدم اگه بشه دو کلوم مردونه با هم حرف بزنیم
    قباد: مردونه؟! تو این شهر هرکی هرکی طاعون زده تو مرد میبینی؟ من که نمیبینم
    فرهاد: ببین آقا قباد! من و تو تا حالا با هم هم کلوم نشده بودیم. نه دوست بودیم نه دشمن. اما تاسو جوری ریختن که بشیم رقیب هم. تو حتما نمیخوای با زنی ازدواج کنی که میدونی دلش با تو نیست. دل تو هم با اون نیست. مردونه بکش کنار. من این لطفتئو تا آخر عمر فراموش نمیکنم
    قباد: (با حالت تمسخر میخندد) کجای کاری عشقی؟! آقای رقیب! نیگا به قیافم نکنا! انقدر مردونه مردونه میکنی! من ظاهرم شبیه مرداس کانه فقط مترسک سر جالیزم.این فنتی! آ! (شیشکی میبندد) برو خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه.
    فرهاد: (دست قباد را میگیرد) صبر کن. یعنی نمیخوای هیچکاری بکنی؟
    قباد: چرا! میخوام بزنم تو نخ بنگاه شادمانی! هرجا ختنه سورونی عقد کنونی حنا بندونی چیزی بود بیریزیم اون وسط هرچی داریم رو کنیم. (با حالت رقص) نانی نانی نانی نانای نای دیری راری راری نینای نای. آقا فرهاد! مثکه تو باغ نیستی! شما بنده بابات هرکی دور و ور بزرگ آقا مبینی مهره های بازی شطرنج بزرگ آقان. اونم نه در حد شاه و وزیرا! سرباز! من که وجودشو ندارم باش در بیفتم. در افتادن با بزرگ آقا عین جنگ پشه اس با حبشه. توام برو دنبال زندگیت. از من میشنویا!

    حال خود منصفانه قضاوت کنید. آیا فرهاد مظلوم نبود؟ آیا قباد از عوامل ظلم بزرگ اقا به فرهاد نشد؟ آیا شهرزاد به خاطر نجات فرهاد تن به ازدواج با قباد نداد؟ چرا اکنون باید در حالیکه فرهاد به او اینگونه صمیمانه و خالصانه ابراز عشق کرده، به عشق او بی توجه باشد؟

    پاسخ به این دیدگاه
    1. رویا

      …آقا فرهاد! مثکه تو باغ نیستی! شما بنده بابات هرکی دور و ور بزرگ آقا مبینی مهره های بازی شطرنج بزرگ آقان. اونم نه در حد شاه و وزیرا! سرباز! من که وجودشو ندارم باش در بیفتم. در افتادن با بزرگ آقا عین جنگ پشه اس با حبشه. توام برو دنبال زندگیت…..

      شما جواب سوالتونو تو متنی که نوشتین گرفتین ولی گویا متوجه نشدین.

      پاسخ به این دیدگاه
      1. M.R.

        گویا شما متوجه نشدین خانم محترم! و گویا به خاطر تعصبی که به قباد دارین نمیخواین هم متوجه بشید که شهرزاد و فرهاد حق هم بودند! دیدیم که آقای فتحی مثل شما فکر نکرد و خدای را از این بابت سپاس میگویم. با تعصب روند درام داستان را آنگونه که خود میخواهیم تعیین نکنیم. هرچند بحث با شما و کلا انسانهای متعصب فایده ای ندارد. تا ابد به قباد تعصب بورزید. ما هم حقمان است مانند شما تصور نکنیم.

        پاسخ به این دیدگاه
  72. Ghods Sina

    لطفا نظرم رو بنویسین اگر سانسور نیست .
    چطوری شهرزاد میتونه بگه که این لحظه را وصل کن به لحظه ای در گذشته دور. پس یادش رفته که این وسط یک بچه هم در کاره . چقدر این شهرزاد خودخواه است. با این انتخابش این دیکتاتوری را تشدید کرد, قباد حالا با نفرت و انتقامجویی خط بزرگ آقا را دنبال میکنه. شهرزاد میتونست با کاراکتر قوی که داره قباد را و این سیستم را تغییر بده. این زن خودخواه ….

    پاسخ به این دیدگاه
  73. majid

    ایول بابا ایول.دست خوش.این قسمت ارزش ۱۰ بار دیدنو هم داره بخدا.ترکوندید دمتون گرم.فقظ انصافا اخرشم خوب تموم کنید که معرکه بشه.دست همه ی کسایی ک واسه این سریال زیبا زحمت کشیدن هم درد نکنه.واقعا لذت بردم تا اینجاش.فقط کاش اخرش کسی نمیره

    پاسخ به این دیدگاه
  74. الهه

    عالی بود
    ممنون از آقای فتحی و همه عوامل
    من که اصلا نگران آخرش نیستم..هر قسمت رو به لذت همون قسمت می بینم..آخر هر داستانی، آخر همون داستانه.. نه چیزی که ما دوست داریم بشه..
    متاسفانه ماها عادت کردیم اونچیزی که دوست داریم بشه، رو از آخر فیلم و سریالا انتظار داشته باشیم و اگه نشد، توهین میکنیم، تهدید به ندیدن میکنیم، تمسخر میکنیم و خیلی راحت قضاوت می کنیم..
    در حالی که باید از دیدنش لذت ببریم، و داستان های مختلف رو با پایان خاص خودشون، نه دلخواه خودمون، بپذیریم..
    بازم ممنون

    پاسخ به این دیدگاه
  75. علی

    این قسمت معرکه بود … توی خونه ی شهرزاد عجب بازی فوق العاده ای داشتن آقای زمانی و خانم علیدوستی … چه دیالوگ های فوق العاده ای
    چه زبان بدن معرکه اید
    واقعا بی نظیر بود
    از آقای فتحی و عوامل فیلم خیلی ممنونم که هنر را به عرصه ی فیلم سازی ایران برگردوندن

    پاسخ به این دیدگاه
  76. منم دیگه

    سلام بعضیا فکر کردن واقعیه. فیلمه باباااااااااا الکیه. شدن طرفداران فرهاد و قباد اینا همه خودشون زندگی دارن. بعضیا حالشون بده ها همچین طرفداری یکیو می کنن انگار حقیقتا قراره وصلتی انجام بشه.
    به نظر من زندگی زوری با فگر یکی دیگه به درد نمیخوره تا عمر دارنم تو یاد همن. بهتره به هم برسن شهرزاد و فرهاد.خواهشا منتشر کنید. جان من.

    پاسخ به این دیدگاه
  77. فرهاد

    این سریال به جد ۱ پله از کل فیلم ها و سریال های ایرانی بالاتره.
    کاملا غیرقابل پیش بینی، و بازی با احساسات انسان ها به گونه ای صورت میگیره که نظر بیننده بعد از یک قسمت نسبت به کاراکتر ها به کلی عوض میشه!
    امیدوارم سریال های ایرانی از این گودالی که متاسفانه در آن هستیم آزاد بشن.
    و با اینکه ترس من از وصل فرهاد و شهرزاد و همان سبک همیشگی سریال های ایرانی بود،
    اما نویسندگان با یک تراژدی بی نظیر، مثل همیشه مخاطب رو مجذوب داستان کردند.

    پاسخ به این دیدگاه
  78. محمد

    با سلام واحترام…
    تا اینجا فیلم با فراز وفرودهای خوبی همراه بود و دلیل این همه مخاطب دال برهمین موضوع هست… اما در قسمت بیست و هفتم گویا سریال به نوعی به بی مایگی دستاویز شد… شاید میشد داستان را بگونه دیگر پر حرارت ترش کرد…کارکتر قباد یک شخصیت عاشقی هست که به گفته خودش از جهنم بهشت برده شده و به اجبار دوباره به جهنم بازگردانده شده، با این شرایط قسمت بیست وهفتم قباد محکومه تا ادامه مسیر تو همون جهنو به طروق مختلف دست وپای بزنه، که به تعبیر دگ غرق شدن در مرداب… باید در داستان قباد با استفاده از الهامات عشق به یک کارکتر مثبت تر وعاشق تر وکسی که برای عشقش میجنگه و عشق ازو همچین چیزی ساخته تبدیل میشد…
    فک میکنم قسمت بیست وهفتم از تعداد مخاطب ها بکاهه لاقل ادامه ماجرا جالب بنظر نمیرسه و میشه نهایتا مثل ستایش و… یه عکسش…
    در ضمن روی سکانس هایی که عاشقی از معشوقش جدا شذه باید خ بیشتر کار میشد تو همه قسمت هاش بهصوص کارکتر قباد که بهشت خودش یعنی تمام امید خودشو از دست داده بود… تو این بخش ها بسیار توقع بیشتر بود که احساسات شو نشون میدادین ولی به سادکی اکتفا شده به چن سکانس مثلا رمانتیک و زودگذر که مخاطب تا میخواست احساس همزاد پنداری بکنه تموم میشد وروز از نو روزی از نو…
    نمونه ش فیلم ها دراماتیک دنیا رو ببینید
    این فیلم در قدم نخست بدلیل فیلمنامه عاشقانه مخاطب جذب کرده وگرنه چیزی که زیاده داستان های تاریخی

    پاسخ به این دیدگاه
  79. ایمان عباس پور

    سلام و خسته نباشید. خب به پایان سریال نزدیک شدیم و معلوم نیست با دوشنبه های هفته های بعد باید چه کنیم. منتظر شهرزاد ۲ و ۳ خواهیم بود. پایان سریال هم دوست داشتنی و منطقی قراره باشه. از پایان سریال راضیم.

    پاسخ به این دیدگاه
  80. یونس

    بنظر منم بقیه داستان زیاد جالب نیست.چون قباد باید برای عشقش تقلا می کرد و بهش می رسید و یا تو این مسیر با همه سختی ها یادمیگرفت که چطور رو پای خودش بایسته و عشق شو بدست بیاره نه اینکه ازین به بعد بشینه جای بزرگ آقا و عقده گشایی بکنه

    پاسخ به این دیدگاه
  81. مقداد

    فوق العاده بود. فصل اولش که فوق العاده بود.
    صحنه های عاشقانه این فیلم بهترین صحنه های عاشقانه فیلم های ایرانیه. حتی میشه با فیلم های خارجی قدرتمند هم مقایسه کرد. قسمت ۷، لحظه هدیه دادن دوباره مرغ آمین شاهکار بود.
    امیدوارم که بتونید به همین شکل قدرتمند فصل دوم رو ادامه بدید.
    واقعا مهم نیست که آخرش چی میشه، مهم قله کوه نیست، مهم مسیره. تا اینجا عالی رفتید و از مسیر بسیار لذت بردم. ادامه بده .
    بازی همه عالیه.
    البته صحنه های گانگستری فیلم بی شباهت به سه گانه ها کاپولا نبودن (بخصوص اولیش)، اما داستان فیلم و عاشقانه های فیلم محشره و غیر تکراری (تا جایی که من میدونم)
    باز هم تشکر، و به امید ادامه این سیر قوی و حتی بهتر شدن.

    پاسخ به این دیدگاه
  82. ساناز

    فقط در یک کلام میتونم بگم فوق العاده بود..
    بلکه بهترین قسمت سریال تا به امروز بود….ماه ها بود منتظر این قسمت بودم…قسمتی که دوباره امیدواری نسبت به آینده و خوشبختی شهرزاد رو به دل مخاطب برگردوند…
    ممنونم از چرخش بسیار بجای داستان که هیجان و گنگ بودن پایان سریال رو تا اخر حفظ کرد…
    هرچند هنوز هم نمیشه پایان رو قاطعانه حدس زد…اما امیدوارم تو اوج امیدواری مخاطبینی مانند من اتفاق تلخی این خوشحالیمونو ناکام نزاره…
    ممنون از تک تک عوامل و بازیگران بی نظیر این سریال دوست داشتنی…

    پاسخ به این دیدگاه
  83. نازنین

    واقعاً تو ذوقم خورد شما اومدید از فرهاد شخصیتی مثل حبیب پارسا بسازید ولی متاسفانه اصلاً موفق نبودید. با اینکه خرج زیادی شده و سطح ساخت بالایی داره ولی واقعاً آخرش خیلی کلیشه ای بود مگه ممکنه کسی که پدرش مرده طلاق هم گرفته داغ دوری از فرزند رو هم داره اینقدر راحت بره پی عشق و عاشقی کک ش هم نگزه واقعاً بی عاطفه و خود خواه هست شهرزاد حق نداشت اینطور قباد رو جلو همه خورد کنه هرچند یه بار دیگه هم تو بیمارستان این کار رو کرده بود. میخواست بره با فرهاد میرفت حداقل صبر ميكرد خیلی حرکت ش زننده بود. لطفاً پیام رو تایید کنید با تشکر

    پاسخ به این دیدگاه
  84. RT

    در مورد بازیها باید گفت که در این قسمت همه بازیها واقعا تأثیرگزار بودند. جدا از بازیگران پیشکسوت، ترانه علیدوستی و شهاب حسینی که همیشه باید خوب باشند. خوب هم هستند.
    اما مصطفی زمانی. قبلا در یک کامنت گفتم که هر موقع پارتنر مصطفی زمانی ترانه علیدوستی بوده، بازی تأثیرگزاری ارائه داده. از نظر من در این قسمت صحنه بستن دوباره گردنبند مرغ آمین به گردن شهرزاد، بهترین و تاثیرگزارترین بازی مصطفی زمانی از ابتدای مجموعه تا کنون بوده است. و چه صحنه ای! بی تردید می تواند به عنوان یکی از ماندگارترین صحنه های عاشقانه در کل تاریخ سریال سازی ایران ثبت شود. تأثیرگزارتر از تمام عاشقانه هایی که در سریالهای خود آقای فتحی از جمله شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه دیدم. شخصا بعد از صحنه مونولوگ عاطفه برای رضا در سریال “خانه سبز” (با بازیهای ماندگار مهرانه مهین ترابی و خسرو شکیبایی) در صحنه ای که رضا به دلیل وجود تومور مغزی برای تمام خانواده و دست آخر عاطفه وصیت میکند، صحنه عاشقانه ای تا این حد تأثیرگزار ندیده بودم.
    دست مریزاد به همگی عوامل سریال

    پاسخ به این دیدگاه
  85. Arez

    عجب!!!
    جالبه فرهاد بدبخت تا قبل از قصد عزیمت از خونه شهرزاد فکر میکرد تمام اظهارنظرهای عاشقانه شهرزاد در حضور قباد همه صحنه سازی برای ختم قائله بوده!
    فرهاد: من نیومده بودم برای اصرار بیهوده. و چه بسا اگه قبادو دم در نمیدیدم اصلا پشیمون میشدمو برمیگشتم. واقعا متاسفم اگه مجبور شدی حرفایی رو بزنی که دلت نمیخواست. میدونم تمامش برای ختم این قائله بود. و میدونم خیلی سخته که بعدها بهش بگی کل این حرفا باد هوا بوده…… فکر کنم برای امشب بسته. حضورم داره آزارت میده.
    اما ای وای! امان از اونجا که تا فرهاد بلند میشه که خونه شهرزادو ترک کنه شهرزاد میگه: صبرکن! امان از این صبرکن! و بعد بقیه ماجرا تا آن غایت و نهایت دادن گردنبند مرغ آمین به دست فرهاد و بستن آن به گردن شهرزاد.
    جناب فتحی! اگر مجموعه شما این سکانس را نداشت، کل مجموعه به باد میرفت. ممنون از شما و خانم ثمینی. هرچند بیصبرانه منتظر قسمت آخر میمانیم.

    پاسخ به این دیدگاه
  86. پارمیدا

    اونایی که میگن شهرزاد باید برگرده پیش قباد… خداییش چند نفر از شما حاضرید تو یک زندگی حتی خیلی ایده آل برید هووی یه زن دیگه و زن دوم بشید؟دیگه چه برسه به اینکه حاضر بشید با زور و اجبار برید زن دوم یه مرد مثل قباد و هووی یه زن روانی مثل شیرین بشید. شاید امیدی بود که قباد عوض بشه ولی آیا شیرین هم عوض میشد؟آیا قرار بود زندگی بهتری در انتظار شهرزاد باشه؟دوباره همون تحقیرشدن ها و آزار دیدن ها و دم نزدن ها.مگر شیرین جلو اونهمه آدم توی مراسم سفره اون همه متلک و تیکه به شهرزاد ننداخت و اونهمه توهین نکرد بهش.اگر شما جای شهرزاد بودین و جلو یه جمعی و البته با حضور شوهرتون و فقط به دلیل اینکه با شوهرتون بیرون رفتین اونطور بهتون سیلی میزدند و بیحرمتی میکردند و جرأت اعتراض یا تلافی نداشتین و یا اینکه مجبور بودین چشمتون رو به در بدوزید که آیا شوهرتون میتونه یه جوری صد تا دروغ جور کنه و هووتون رو بپیچونه که فقط یه روز رو با ترس و لرز با شما باشه و اگر هم هووتون میفهمید میومد جلو در خونتون بی آبرو بازی درآوردن و هر چی از دهنش دربیاد نثارتون کردن، آیا حاضر بودید به این زندگی برگردید؟؟؟حالا هر چقدر هم شوهرتون دوستون داشته باشه و قربون صدقتون بره چه فایده. آخه این چه زندگی و دلخوشیه؟؟اونم بعد از اینکه با توطئه هووش طلاقش دادن و از خونه خودش انداختنش بیرون و بچش هم ازش گرفتند. واقعا دیگه چقدر باید یه آدم خوار و خفیف بشه؟حالا چون بچه داره باید هر ذلتی رو به جون بخره؟مادری که این قدر جلو بچش خردش کنند چی ازش میمونه که بخواد به بچش یاد بده؟ یا اون بچه آینده در مورد مادرش چی فکر میکنه؟برگرده خودشو زندگیشو جوونیشو فدا کنه که ظلم هایی که از بچگی به قباد شده جبران کنه که حالا شاید قباد آدم خوبی بشه.اونموقع دیگه چیزی از شهرزاد باقی نمونده.در یک رابطه منطقی هر دو طرف بایداز بودن با هم لذت ببرند نه اینکه یه نفر اون وسط له بشه.بودن با قباد برای شهرزاد منفعتی که نداشت هیچ چیزهایی هم که داشت ازش می گرفت و عادت می کرد به زندگی در یک مرداب. انصافا اگر شما بودید برمیگشتید و این بار با اراده خودتون زیر بار این ظلم و توهین ها و ذلت هوو بودن و زن دوم بودن میرفتید؟؟؟!!!اونم زمانی که آزادید و حق انتخاب دارید که بقیه مسیر زندگیتون رو خودتون انتخاب کنید و به عشق اولتون برگردید…..
    بهتره این قدر راحت قضاوت نکنیم و این قدر ساده برای بقیه تصمیم نگیریم.یک لحظه، فقط یک لحظه خودمون رو جای بقیه بذاریم و دنیا رو از پنجره چشما اون ها نگاه کنیم.

    پاسخ به این دیدگاه
    1. زیبا

      منم با شما موافقم و واقعا متعجبم از دوستانی که معتقدن شهرزاد باید مجدد با قباد ازدواج کنه ! قباد به هیچ وجه قواره شهرزاد نیست و به تن شهرزاد زار میزنه… شهرزاد علاقه آنچنانی به قباد نداره فقط مسولیت تصمیمی که گرفته را قبول کرده و علت برخورد خوبش با قباد موقع زندگیشون و اینکه میخواست بمونه به خاطر قول و تصمیمی بود که گرفته بود نه به خاطر قباد ،حالا که قول ها ازش برداشته شده وآزاده حق زندگی داره اگرچه توی این داستان شهرزاد محکوم به تنهایی است و با فرهاد هم ازدواج نخواهد کرد ….

      پاسخ به این دیدگاه
    2. نگین

      والله برای منم خیلی عجیبه که چرا بعضی ها اینقدر اصرار دارند شهرزاد خودشو قربانی کنه به خاطر قباد. مگر هر کس در بچگی سختی کشیده ادم باید زنش بشه؟ یا هر کس عاشق ادم شد ادم باید با هاش وصلت کنه؟ ادم با کسی ازدواج می کنه که خودش دوستش داره و با هم تناسب دارند.سختی کشیدن قباد در کودکی حقی برای ازدواج با شهرزاد برای قباد ایجاد نمی کتد. شهرزاد نقش مادر قباد رو براش بازی می کرد نه همسرش. رفتار فرهاد بسیار بالغانه و روشنفکرانه بود.

      پاسخ به این دیدگاه
  87. باران

    با سلام و خسته نباشید به تمامی عوامل سریال زیبای شهرزاد
    داستان کلی این سریال شبیه زندگیه منه خیلی پای این سریال گریه کردم، نمیدونم نویسندش چه جوری این احساسات درونی که حتی ادم به زبون نمیاره و فقط تو دلشه رو نوشته و مطمئن تا کسی این احساسات را نچشیده باشه نمیتونه به این خوبی روایت کنه با تمام وجودم دلم میخواد شهرزادو فرهاد به هم برسن خیلی زیبا بود خیلی. ممنون که لحظات به این زیبایی را برای ما ساختید.خسته نباشید و خدا قوت.

    پاسخ به این دیدگاه
  88. غزاله

    سلام خدمت تمام عوامل سریال شهرزاد ؛ ممنونم بابت سریال فوق العاده زیباتون و است قسمت هم فوق العاده بود عالی بود ممنون ؛ توی کانال تلگرام و اینستاگرام تون کلیپ کوچک از همین قسمت گذاشتید با آهنگ جدید محسن چاووشی به نام دوست داشتم که برای فرهاد و شهرزاد خونده و کلیپ هم همون قسمت فرهاد و شهرزاد رو نشون میده که فرهاد دوباره گردنبند مرغ آمین رو میندازه گردن شهرزاد وای این قسمت فوق العاده بود چقدر گریه کردم چند بار این صحنه ها رو دیدم و گریه کردم ؛ اگه میشه آهنگ کامل محسن چاووشی رو در سایت هم بزارید و اگه میشه کلیپ آهنگ دوست داشتم رو مثل بقیه کلیپ ها بزارید و برای فرهاد و شهرزاد کلیپ بزارید از قسمت ۲۶ و ۲۷ و قسمت های قدیمی توش باشه عالی میشه و خود آهنگ و کلیپ رو در قسمت ۲۸ میگذارید ؟ خواهش میکنم این کار رو بکنید چون حیفه این آهنگ و کلیپ درون سیدی نباشه از شما تقاضا دارم در قسمت آخر این آهنگ و کلیپ دوست داشتم رو بزارید ممنون میشم به سوال من جواب بدید منتظر جوابتون هستم عاجزانه ازتون میخوام این کلیپ و اهنگ رو در صورت امکان در قسمت آخر بزارید ممنون میشم
    واقعا تبریک میگم به شما چرا که شهرزاد عاشق فرهاد بود و قرار بود با هم عروسی کنن که به زور و ترس جان فرهاد مجبور به ازدواج با قباد مبشه و زن دوم قباد … حالا خودش راضی به طلاق نبود ولی قباد طلاقش داد به خاطر بزرگ آقا و بچه هم گرفتن چون از اول از شهرزاد فقط بچه میخواستن … حالا فرهاد و شهرزاد باید به هم برسن چون عشق هر دو به هم بی نهایت هست و قباد و بزرگ آقا آنها رو از هم گرفتن و چقدر این صحنه زیبا بود واقعا وقتی هر قسمت شهرزاد تموم میشه خوب بعدش چی میشه خیلی هیجان انگیز و زیبا و غمگین بود … ممنون میشم این نظر رو تایید کنید خواهش میکنم نظرمو تایید کنید

    پاسخ به این دیدگاه
  89. lily

    باسلام-در تمام این مدت همه نظرات را خوندم-فقط خواستم بگم این سریال را از اولین قسمت تا ۲۷ امین قسمت با دقت دیدم-این سریال فوق العادست-خیلی ناراحتم داره تموم میشه-ه همه عزیزان خسته نباشید می گم.فقط خواستم بگم خواهشا سریال را ببینیم و اینقدر سرپایان سریال و غیره بحث نکمیم-لذت ببریم اطز سریالی که بعد از مدتها تونست همه را جذب خودش کند.مگر پایان سریالهای آمریکایی و غیره خوش نیست-مگر نه اینکه قهرمان داستان همیشه موفق میشه و ختم به خیر می شود-پس اینقدر تهدید نکنیم.از همتون ممنونم-خسته نباشید

    پاسخ به این دیدگاه
  90. وحید

    سلام.
    جالب و عجیبه که اکثراً از فرهاد و قباد حرف میزنن و کسی به شهرزاد توجهی نداره! به نداشتن مهر مادری و بی وفایی و عهدشکنی متهمش می‌کنن! شهرزاد زندگی عادی و عشقی خودشو با فرهاد داشت. از عشقش جداش کردن، به زور و به تهدید جان عشقش، به ازدواج یه مرد متأهل درآوردن… با تمام اینها وقتی متأهل شد تمام تلاششو کرد که با همه سختیا به زندگیش با قباد ادامه بده. این قباد بود که هیچ وقت نتونست از خانواده‌ش مراقبت کنه. جدای از اینکه قدرتشو داشت یا نه! ولی قبول مسئولیت ازدواج فقط گفتن “دوست دارم” نیست. و از طرفی هم بحث طلاق و جدایی مادر از بچه و مرگ جمشید! حالا چرا شهرزاد باید برگرده به زندگی جهنمی قبل؟ چون مادره؟ چون قباد دوسش داره؟ قباد هم ناکامی در دوباره به دست آوردن شهرزاد رو به نداشتن مهر مادری مرتبط میکنه. در صورتی که نمیخواد قبول کنه اشکال از خودش و رفتارشه. شهرزادم انسانه و حق داره زندگی کنه… به قول شهرزاد که از زبون خود فرهاد گفت، تا کی در انتظار معجزه؟ و در آخر
    سعی کنید خودتونو بذارید جای شهرزاد. اگه چنین اتفاقاتی بر شما میگذشت، دوست داشتید چیکار کنید؟

    ممنون از آقای فتحی و بازیگران خوب و دوست داشتنی سریال و تمامی عوامل تهیه سریال شهرزاد. من یاد ندارم هیچ وقت برای سریالی ایرانی لحظه شماری کنم، پیش خریدش کنم و با شوق و اشتیاق تماشاش کنم. ممنون از این حس خوب.

    پاسخ به این دیدگاه
  91. نسترن

    اینطور که تو این قسمت دیدیم شهرزاد و فرهاد قراره با هم ازدواج کنن. با عرض پوزش اگر اینطور باشه خیلی کلیشه ای و آبکی میشه در حد رمان های نازل عشقی …
    و شناختی که از شهرزاد پیدا کرده بودیم به عنوان یک زن قوی و با درایت با چیزی که تو این قسمت از خودش نشون داد کاملا فرق داشت، به نظر من حرف قباد که گفت تو لیاقت مادر بودن رو نداری درست بود ، انتظار میرفت به عنوان یه مادر شهرزاد اول برای بچه ش بجنگه بجای اینکه حالا بخاطر یه مرد طغیان کنه چون مادر شدن شخصیت یه زن رو کاملا عوض میکنه و اولویت اول زندگیش بچه میشه، حس و عاطفه مادری رو خیلی کم تو شهرزاد میشه دید مثل بعضی از زنای عادی جامعه که بعد از طلاق به راحتی بچه شون رو رها میکنن و به دنبال زندگی خودشون میرن و فقط یک یا دوبار دیدن بچه در هفته براشون کفایت میکنه، به نظر من شهرزاد خیلی سخیف عمل کرد

    پاسخ به این دیدگاه
    1. اسرا

      البته به نظر من شهرزاد تمام درها رو به روی خودش بسته میبینه
      بدمستی های شبانه قباد و آبرو ریزی در محله
      ملاقات با بچه به هزار بدبختی و درنهایت بردن بچه بیرون از خونه تا مادرش نبیندش
      ملاقاتهای جدید با فرهاد یک عشق اولیه و پاک که شهرزاد به خاطرش حاضر به ازدواج با قباد میشه
      درنهایت به یک آرامشی نیاز داره که فکر میکنه میتونه بهش برسه و حقش بوده که بهش برسه
      واین با وجود فرهاده که بهش میرسه
      وقتی قباد بدون اعتماد بنفسه ، وقتی بچه ش رو ازدل سیر نمیذارن ببینه ، وقتی تمام فکرش مشغوله ، چه چیزی بهتر از فرهاد میتونه تکیه گاهش باشه تا کابوساش تموم شه
      نباید شهرزاد رو بی عاطفه بدونیم
      من شهرزاد رو مستاصل از همه جا میدونم که به فرهاد پناه برده

      پاسخ به این دیدگاه
  92. حسام

    صبر کن:
    حق با توئه غریب شبیه امشب.و غریب موجودیه ادمی زاد.
    گاهی ادم توجنگ با خودش باید اینقد پیش بره که یه ویرونه بسازه از خودش
    اونوقت از دل اون ویرونه یه نوری یه امیدی یه جرأتی جرقه میزنه.
    غروب وقتی گفتم جوابم منفیه خودمو با خاک یکسان کردم
    بعد یاد حرفهای اونشب افتادم جلوی کافه نادری
    شهرزاد بس نیس اینهمه ناکامی اینهمه بد بختی توی دنیایی که دوروز بیشتر نیس منتظر چی هستی?کدوم معجزه کدوم خشبختی باد اورده

    پاسخ به این دیدگاه
  93. محمد

    شهرزاد هنوز آرمانخواهی براش دغدغه است. تو کافه راجع به زندانی و تبعید شدن مصدق با فرهاد صحبت کرد. این چیزیه که اون زمان به هیچ وجه دغدغه عوام الناس نبود . هنوز هم نیست.
    تا حالا که شهرزاد کفو فرهاد بوده. ما هم امیدواریم این دو با هم بمونن. مگر اینکه قسمت بعد اتفاق عجیب و غریبی بیفته. البته قبادو در کنار شهرزاد نمی پسندم. اما از صمیم قلب میخوام اونم عاقبت به خیر بشه.

    پاسخ به این دیدگاه
  94. محمد نعیمی

    با سلام .
    واقعا این سریال از قسمت ۲۶ به بعد دوباره حسابی اوچ گرفته حتی از قسمت های اولش هم بیشتر
    واقعا این سریال با احساسات ادم بازی میکنه
    دم همه گرو و ممنون از همه ی عواما این سریال به خصوص اقای فتحی و البته اقای محسن چاوشییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    فقط نمیدونم چجوری باید این یه چند تا قسمت رو بدون صدای اقای چاوشی نگاه کنم…
    با تشکر از همه.

    پاسخ به این دیدگاه
  95. tannaz

    دوستانی که ناراحتن از اینکه فرهاد و شهرزاد به هم برسن، بهتره یه لحظه خودشون رو بذارن بجای شهرزاد ببین ایا میتونن حتی یک روز این زندگی زوری با قباد رو تحمل کنن؟ میتونن مرد دائم الخمر و ضعیف و قلدری مثل قباد رو به عنوان شوهر بپذیرن؟ میتونن به راحتی از عشق و نامزد قدیمیشون دست بکشن؟ میتونن با اینهمه بلا و بدبختی و تحقیر که از طرف دیوان سالارها سرشون اومده بازم تن به خفت و پذیرفتن اوامرشون بدن؟؟
    چیزی که معلوم و مشخصه اینه ک همونطور که شهرزاد گفت در کنار قباد به ویرانی کشیده شد و با وجود فرهاد امید براش زنده شد…
    بهتره بجای اینکه از دیدگاه خودمون قضاوت کنیم از دیدگاه نقش های فیلم به قضیه نگاه کنیم…

    پاسخ به این دیدگاه
    1. نریمان

      خوب فرهاد با همچین پدر شیری که داره وهمه جوره حمایتش میکنه نباید هم غیر ازاین باشه ولی قباد هیچوقت حامی و خانواده و پشتیبانی نداشته که چیز مثبتی ازش یاد بگیره ازبچگی بزرگ آقا سرکوبش کرده…
      خواهشا نظر منو منتشر کنید چون هیچکدوم ازنظرات قبلیم منتشر نشده

      پاسخ به این دیدگاه
  96. K.

    چي ميتونم بگم جز اينكه فوق العاده بود، مثل قسمت هاي قبل….
    بازي خانم عليدوستي،آقاي زماني و آقاي حسيني خيلي چشمگير بود اين قسمت… اميدوارم اين سه بازيگر در فصل دوم هم همچنان نقش هاي پررنگ و زيبايي داشته باشن. البته اين در مورد خانم عليدوستي كه حتما صادقه، بيشتر منظورم آقاي زماني و آقاي حسيني هست.
    اميدوارم اون دسته از شايعات كه اشاره به حضور كمرنگ فرهاد در فصل دوم دارن كاملا بي پايه و اساس باشن.فرهاد نقش مهمي در فيلم بازي ميكنه و نقشش هم مثل ساير نقش ها عالي بازي شده
    به هر حال آقاي فتحي ما به شما اعتماد داريم ،و مطمئنيم كارتون در فصل بعد باز هم با ظرافت خواهد بود…
    خسته نباشين.

    پاسخ به این دیدگاه
  97. narges

    شهرزاد داستان و بیان دلنشینی داره فقط اینکه خیلی ساده داره مصیبت پشت مصیبت رو راحت نشون میده که راحت میاد و رو سر آدما خراب میشه و زود فراموش .
    ما آدما تو دنیای واقعی به این راحتی با هرکدوم از این اتفاقات کنار نمیایم منظورم خود شهرزاد به نظرم بی حد قوی جلوه دادینش یکم باید میشکست باید شیون میزد باید فریاد میزد این قدر قدرت خم به ابرو نیاوردن با زن احساسی ایرانی جور نیست مخصوصا این آخرا مرگ پدرش گذشتن از فرزندش و…
    و در کل خدا قوت بابت تلاشتون سریال زیباییه

    پاسخ به این دیدگاه
  98. من و ن

    تنها کسی که سریال شهرزاد رو فهمید من بوودم..چون از وقتی شروع شد جدایی من و تنها کسی که دوست داشتم شروع شد..و تک تک اتفاقایی که برا فرهاد و شهرزاد افتاد برا ما هم افتاد..حالا خوبه اینا دارن بهم میرسن..سیزده روز دیگه عروسیشه و من دارم میمیرم..ان شاالله خیر باشه

    پاسخ به این دیدگاه
  99. sahar

    جالب اینجاست که ادمین این صفحه تو اینستا میگه جزییات قسمت آخر هنوز دستش نیست و بزودی با دیالوگاش همرو تعریف می کنه…چطوری واقعا؟؟؟درسته که از دست این سریال و تمام عواملش بخصوص نویسنده هاش به خاطر اینکه این همه مدت با یه داستان تکراری که به قول آقای فتحی مثلا قرار بوده متفاوت باشه سر کارم گذاشتن ولی واقعا حیفه…بهرحال زحمت کشیده میشه و خیلیا بهترین کارشونو ارائه میدن….بهتره این افراد سودجو که به احتمال زیاد از عوامل خود سریال یا شرکت هایی که برای پخش سریالو دریافت می کنن هستن شناسایی بشن و باهاشون برخورد شه تا عین همین ماجرا واسه فصل دوم اتفاق نیفته…

    پاسخ به این دیدگاه
  100. مژگان

    تنها انگیزه من از دیدن این سریال آقای نصیریان و اقای حسینی بودن.
    ظاهرا در فصل بعدی ایشان نیستند و آقای حسینی هم ظاهرا بزرگ اقایی دیگز خواهد شد با نقش منفی.
    با تشکر از عوامل سریال
    و تقدیر از بازیگران محبوبم در این سریال
    با این اوصاف و پیجی که قسمت ۲۸ را لو داده سکانس به سکانس، من فصل دوم را دنبال نخواهم مرد.

    پاسخ به این دیدگاه
  101. عسل

    نویسنده محترم
    بیست و هفت قسمت این داستان و دنبال کردم گاهی تحسینتون کردم و گاهی …
    ولی این قسمت اوووج تحیرم بود که اگه هر کسی مادر باشه و حس مادری توش وجود داشته باشه درک می کنه شخصیتی که از شهرزاد ساختید درکی از مادر بودن نداره
    زنی با این شخصیت قوی کمی برام درک احساسات مادرانش عجیبه

    پاسخ به این دیدگاه
  102. غزاله

    سلام خدمت شما نمیدونم چرا نظرات من رو تایید نمیکنید من امروز ساعت ۱۰ و ۱۰ دقیقه صبح نظر گذاشتم خواهش میکنم نظرم رو تایید کنید
    قسمت ۲۶ و ۲۷ فوق العاده بود خیلییییییی خیلییییییی عالی بود و این قسمت خیلی خوشحال شدم که شهرزاد از فرهاد دفاع کرد و به فرهاد بله گفت خیلی قشنگ بود و اون جایی که دوباره گردنبند مرغ آمین رو میندازه گردن شهرزاد عالی بود من چند بار دیدم و گریه کردم واقعا منتظر این صحنه بودم که با هم خوب بشن ممنون خیلی عالی بود فقط خواهش میکنم کاری کنید که فرهاد و شهرزاد به هم برسن و آخرین قسمت هم این دو با هم ازدواج کنند خواهش میکنم این سریال عشق آن دو بود و باید به هم میرسیدن ممنون میشم نظر قبلی و ابن نظر رو تایید کنید یه سوال آهنگ دوست داشتم از چاووشی برای سریال شهرزاد ؟؟ اگه هست کلیپ و اهنگ رو توی سایت و سیدی قسمت آخر میزارید ؟؟ خواهش میکنم جواب دهید

    پاسخ به این دیدگاه
  103. بهار

    اخبیییبش خوشم اومد بالاخرا شهرزاد حرف دلشو زد از روز اولم شهرزادو قباد وصله ی هم نبودن وازدواجشون زوری بود بعدشم درسته مادربچشه اما قرارنیس تااخرعمرش هی بدبختی بکشه ازدست این قباد اعصاب خوردکن خیلی شهرزادو زجر میداد با بی دست و پاییش امیدوارم توفصل جدید شهرزادو فرهاد بهم برسن بهم میان

    پاسخ به این دیدگاه
    1. رشن

      آقاى سجاد كجاى شهرزاد بى عاطفه است!!! اينكه نگذاشت يك آدم خودخواه و فرصت طلب مثل قباد از بچه اش مثل طعمه استفاده كنه بى عاطفه گيه!! تو همين دنياى امروز ما چقدر زنهايى رو سراغ داريم كه همسرانشون با استفاده از حربه بچه هر ظلمى رو كه ميتونند بهشون روا ميدارند؟؟ شهرزاد نماينده يك زن عاقل و قوى هستش! نه به كسى ظلم ميكنه و نه اجازه ميده كسى بهش ظلم كنه! مطمين باش خيلى بيشتر از قباد هم براى آينده بچه اش برنامه ريزى كرده. فقط صبور باش و ببين چه جورى مادرى كنه واسه اين بچه! تموم شد دوران مرد سالارى و حق دادن به مردهاى زورگو و در عين حال ضعيف! البته توهين به مردهاى با صفت و زحمت كش نشه

      پاسخ به این دیدگاه
    2. اسرا

      نگین این حرف رو
      چقدر زجر میکشه این شهرزاد بدبخت
      مگه کم اشکی ریخت بابت نبودن امیدش
      پدرش رو همین دیوان سالارا کشتن انگار
      عزت نفس خونواده شون رو همینا گرفته بودن
      افسرده شده و بی دل و دماغ
      جلو بزرگ آقا هم که کسی نمیتونه وایسته و بگه بچه م رو بدین
      همون اول بزرگ آقا قبل از خواستگاری از شهرزاد گفته بود دختر میخواد که بزاد و بذه فقط بچه رو می خواست نه هیچ
      مربوط به سال ۳۳ هست نه ۸۳ یا ۹۳ به هرحال از همون پشت دست بوسیدنها معلومه دیکتاتوری بزرگ آقا تا چه حد بوده
      وقتی قباد ترسو باشه، شیرین گستاخ هم اینقده به شهرزاد و خونواده ش توهین کنه، بزنه تو گوشش و هیچکس جرئت نداشته باشه جیک بزنه ، بچه رو هم هفته ای ۲ بار فقط طی چند ساعت بتونه ببینه ، یک جایی باید این زن جوون دنبال آرامش باشه
      مادرش و حمیرا هم همه ش ملاحظه حرف مردم رو میکنند
      خودمون باشیم اگه یک عشق قدیمی بود و سر و کله ش پیدا میشد باهاش حرف نمیزدیم !!!
      شهرزاد کاری نکرده که منافات با مادربودنش داشته باشه
      هیچ گفت من بچه رو نمی خوام !!!!
      با اون کارایی که قباد شب فبلش کرده بود و با بردن بچه به لاله زار در همون روز اصلا به ذهنش خطور نمیکرد قباد بچه رو آورده باشه و مطمئنا قباد اون لحظه دوست داشت شهرزاد بابت بچه التماسش کنه که دوباره خوردش کنه به خاطر همین شهرزاد بیشتر جلو نرفت
      شاید اون لحظه برای فرار از درد و رنجها و تموم کردن این کابوس بوده که گفته گردنبند مرف آمین رو بهم بده
      مطمئنا شهرزاد امید رو به امون خدا ول نمیکنه پیش شیرین و دیوانسالارها
      ضمنا من خودم از عشق قباد به شهرزاد واقعا خوشم میاد و دوست دارم آخرش دوباره به هم برسند

      پاسخ به این دیدگاه
  104. ghods Sina

    آقای ادمین عزیز شما کامنت منو نمیزارین. ای کاش اقلا میدونستم چرا. من چیزی به جز نظرم نمینویسم. نه حرف زشت و بدی نه ناسزایی نه چیز سیاسی که سانسور بشه. پس
    چرا منو سانسور میکنید. لطفا خاهشا بهم بگین چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ به این دیدگاه
  105. مریم

    سلام، فیلم فوق العاده خوبیه بسیار عالی خسته نباشی به تمام عوامل،درضمن لیاقت شهرزاد، فرهاده،،، قباد یه مرد ترسوه بازم خوبه فرهاد حتی به قیمت فرار کردن برای شهرزاد جنگید بعدش هم چون آرامششو خواست مزاحم زندگیش نشد اما فرهاد خودخواه شهرزاد و اذیت میکنه

    پاسخ به این دیدگاه
  106. neda

    من یه سوال دارم. این سریال فاخر، اینهمه هزینه بازسازی شهرک سینمایی و غیره، دستتون درد نکنه . ولی بهتر نبود چند دست لباس بیشتر برای شهرزاد و مخصوصا شیرین میدوختین؟ مخصوصا اون پیراهن آبی شیرین که دقیقا از سکانس اول تا خودِ قسمت بیست و ششم ،که میشه دو سال، تنش کردن. کل سریال یه طرف، این پیراهن آبی یه طرف. خیلی تو ذوق میزنه.

    پاسخ به این دیدگاه
  107. مرضیه مصطفی زاده

    شهرزادو فرهاد دو عشق آتشین و حقیقی چیزی که دیگه تو دنیای واقعی ما رنگ و بوی ازش نیست
    این همه هنر واقعا تحسین برانگیزه تشکر از آقای فتحی تشکر از همه هنرمندان این سریال بی نظیر تو تاریخ ایران واقعا هزینه دادن بابت دیدن این فیلم ارزشش رو داشت

    پاسخ به این دیدگاه
  108. مهدیه

    خب الان فرق این سریال با سریال های ضعیف تلویزیون چی بود؟ همون اول می شد آخرش رو حدس زد. فرهاد و شهرزاد به هم می رسن چون لابد عشقشون واقعیه این وسط قباد هم که هیچی. تازه اون سریال ها یه ذره مهر و محبت مادری رو نشون میدن اینجا که کلا شهرزاد مهر و عاطفه مادری نداره. خیر سرم بعد از ده سال سریال دیدم یه پایان تکراری …

    پاسخ به این دیدگاه
  109. مینا

    اینکه بگیم شهرزاد حق این بود یا حق اون، کاملا اشتباهه چون اگه اینطوری فکر کنیم دیکتاتوروار فکر کردیم و فرقی با بزرگ آقا نداریم. َشهرزاد خودش به عنوان یک آدم مستقل حق تصمیم گیری داره و تصمیمش هم فرهاد بوده.
    با تشکر از سریال بسیار زیباتون.

    پاسخ به این دیدگاه
  110. goli

    من نه طرفدار قبادم نه فرهاد ولی شهرزاد وقتی با قباده خیلی پخته و با وقاره وقتی با فرهاده مثل بچه دبیرس تانیاییه که می خوان حرفای عاشقانه بشنوند به نظرم باقباد باشه بهتره درضمن تو قسمت قبل پروین خانم دستشو ازجلوی قباد کشید گفت محرم نامحرمی گفتند درحالی که مادر زن بعد از طلاق هم محرم دامادشه

    پاسخ به این دیدگاه
  111. شعبانی

    شروع فیلم با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. بعد تاریخ مرگ مریم و بابک بهمن ۱۳۳۳ خورده اونم تو قسمت ۲۶ بعد از گذشت چند سال از اول فیلم تا الان؟!
    تازه مگه بهمن ۱۳۳۳ انقد آب و هوا خوب و بهاری بوده و درخت ها همه سرسبز؟!

    پاسخ به این دیدگاه
  112. sheida

    شهرزاد به قباد خیانت کرد. با اینکه خودش به قباد گفته بود یاد گرفته چی رو نگه داره و چی رو فراموش کنه ولی در تمام مدت زندگی با قباد بهش خیانت کرد و به فکر فرهاد بود.
    شهرزاد نسبت به قبادی که باعث شد عاشقش بشه و دوستش داشته باشه، مسئوله. حتی سر قولش هم نایستاد.

    پاسخ به این دیدگاه
  113. حسنم

    با عرض سلام و ادب
    واقعا واقعا واقعا این حسی ک تو قسمت ۲۷،اون لحظه ای ک دوباره فرهاد گردنبند مرغ آمین رو به گردن شهرزاد میندازه آدمو نابود میکنه نااااابود.قصه شهرزاد قصه ی خیلی از آدماس از جمله خودم حالا هر کی به نوعی
    فقط میخام بگم دس مریضا،دس مریضا به آقای حسن فتحی عزیز و همه ی دست اندرکاران این سریال بالاخص آقای علی نصیریان بزرگ،خانم ترانه علیدوستی باوقار و مصطفی زمانی با احساسو عزیز و هم چنین شهاب حسینی سوپراستار

    بابا ناااااابودم کرد بخدا

    ممنونو متشکر

    پاسخ به این دیدگاه
  114. پارمیس

    با تشکر و سپاس فراوان از تک تک عوامل سریال، هنرنمایی بی نظیر بازیگران و به خصوص کارگردان کاردان این اثر جاودانه که با هنرمندی هر چه تمام تر صحنه های بسیار ماندگار و لحظه های به یاد ماندنی در قالب یک داستان جذاب را برای مخاطبین خود خلق کردند. بی شک طرفداران این سریال فقط این سریال را نگاه نمی کنند که با آن زندگی می کنند.به طوریکه گویی در واقعیت این حوادث اتفاق می افتد.
    سکانس گرفتن گردنبند مرغ آمین از دست شهرزاد و بستن اون به گردن شهرزاد توسط فرهاد یکی از احساسی ترین، عاشقانه ترین و تاثیرگذارترین صحنه های سریال است که ارزش بارها و بارها دیدن را دارد.
    امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشید. بی صبرانه منتظر کارهای بعدی شما هستیم.

    پاسخ به این دیدگاه
  115. ازاده

    خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم که شهرزاد و فرهاد به هم رسیدن کسایی که می گید قباد عاشق بود قباد شهرزاد رو دوست داشت دوست داشتن فقط به گفتن نیست وقتی قباد پشت شهرزاد نبود به چه درد می خورد ولی وقتی شهرزاد میتونه به فرهاد تکیه کنه و به عشقش امیدوار باشه چرا نباید برگرده و به حرف قلبش گوش کنه حتما کارگردان یه فکری به حال کبیرکوچولو هم می کنه نگران اون نباشید که زیر دست قباد و شیرین قراره بزرگ شه

    پاسخ به این دیدگاه
    1. سپیناز

      شاید این همین چدایی باشه که باعث تعییر قباد شه
      شاید دیگه بفهمه که موقتی معنا نداره
      شاید تازه بفهمه که اگه مسئولیت پذبر باشه میشه شیرین رو هم دوست داشت
      خبه هر حال ازدواج زوری بود – و شیرین هم نمیذاشت اینا راخت زندگی کنن
      شیرین هم واقعا قباد رو دوست داره …تو چند ال سکانس نشون دادا میشه که شیرین از توجه های نمایشی قباد مثل یه بچه ذوق زده میشه …. صحنه ی رستوران با امیرحسین فتحی و لبخند به اون دختربچه ….
      از اول داستان نشون داده میشه که قباد از شیرین بدش میاد و شیرینم که کلن میره رو اعصاب….(البته علت هم مشخصه…که چرا میره رو اعصاب)واقعن علت این همه تنفر جیه؟ به هر حال میتونست امتحان کنه و رفتاری که با شهرزاد داشت رو با شیرین داشته باشه….من واقعا نمیدونم عشق چطوری به وجود میاد؟….همه ی عشق های آتشین هم تا آخر خوب پیش نمیره … به نظر میشه علاقه ی بعد ازدواج رو هم باور کرد…شاید این ازدواج موقت تلنگری باشه که افسار زندگی قباد دست خودش بیفته
      البته نمیشه انتظار داشت همه چی سریال گل و بلبل باشه…و معلومه که همچین پایانی هم واسه شیرین رقم نمیخوره…و میدونم عشق شیرین از نوعی هست که اکثر مردها رو دفع میکنه…شیرین به واسطه ی تربیت اشرافی انحصارطلبه…قباد رو واسه خودش میخواد … بدون اینکه بدونه چطوری؟…این قسمت هم که فباد انخصارطلبی خودش رو نشون داد

      پاسخ به این دیدگاه
  116. مهدیه

    سلام.این قسمت رو هزار بار دیدم.بخصوص جاهایی که شهرزاد و فرهاد با هم صحبت میکردن.هر بار هم یجوری دیدم که انگار اولین باره.
    واقعا فوق العادس
    حس های بازیگراش خیلی عالیهههههههههههههههههههههههههههههه
    عاشقشونم
    خدا کنه شهرزاد و فرهاد بهم برسن
    خدا حداقل این یه ارزوی ما رو که میتونی براورده کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟یا نه اینم نمیشه.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    پاسخ به این دیدگاه
  117. مجتبی

    با سلام خدمت همه ی عوامل به خصوص خانم ترانه علیدوستی با بازی فوق العاده ش که به شخصه خیلی ارادت دارم بهش. بازیگری بسیار توانا .اومدم بگم همه چی عالی بود تا الان . نمیگم نقاط ضعف نداشت . اما اگه بخوایم ی مقایسه کوچیک کنیم با سریالای دیگه کاملا میبینیم که ی سر و گردن از همشون بالاتره . خودم که خیلی دوست دارم فصل بعدی هم وجود داشته باشه . دیدن این سریال ی لذت خاصی تو وجود آدم ایجاد میکنه . راستش اومدم ی گلایه کوچیک کنم از تهیه کننده و کارگردان و بالاخص از محسن چاوشی بسیار بسیار عزیز و دوست داشتنی خودم که شهبال این سریاله به نظرم …
    ی نگاه کوچیک به اینایی که مینویسم بندازین لطفا
    ترانه اول = همخواب … موضوع : جدایی فرهاد و شهرزاد
    ترانه دوم = به رسم یادگار … موضوع : جدایی فرهاد و شهرزاد
    ترانه سوم = کجایی … موضوع : دوری فرهاد و شهرزاد
    ترانه چهارم = شهرزاد … موضوع : دوری و دلتنگی فرهاد و شهرزاد
    ترانه پنجم = افسار … موضوع : عشق و رابطه ی بین فرهاد و آذر
    ترانه ششم = ماه پیشونی … موضوع : دلتنگی و کمی دوری فرهاد از آذر
    ترانه هفتم = خداحافظی تلخ … موضوع : جدایی قباد از شهرزاد
    ی کم نگاه کنین . ی سریال عاشقانه ی توام با دوری و دلتنگی ی دختر به نام شهرزاد . ترانه ها بسیار بسیار نزدیکن به سریال . اما دیگه شهرزاد به فرهادش رسید یا بهتر بگم فرهاد به شهرزادش رسید . به نظرتون جای ی ترانه ی مثبت که موضوعش رسیدن این دو نفر باشه نیست ؟ هممون منتظر نبودیم اینا دوباره به هم برسن ؟پس کو ترانه ش ؟ پس کو کلیپش ؟ محسن چاوششی ید طولایی داره تو خوندن ترانه های شگفت انگیز عاشقانه . کاش ی عاشقانه ی دیگه هم میخوند . این بار برای رسیدن . برای شروع دوباره ی عشق …
    به هر حال بازم ممنون .بسیار زیاد .از آقای فتحی . از نویسنده ی این داستان . از محسن چاوشی . از تک تک بازیگراش.
    به امید پیشرفت روز افزون هنر ایران زمینم

    پاسخ به این دیدگاه
  118. رشن

    قباد نماينده افرادى هست كه ياد گرفتند از مردم ديگه سوارى مجانى بگيرند. گاهى با مظلوم نمايى و ننه من غريبم بازى و گاهى با هارت و پورت و ديوونه بازى. افرادى كه فقط به خواسته دل و مصلحت خودشون توجه ميكنند و در عمل ديگران براشون اهميتى ندارند! شهرزاد از نظر قباد تا وقتى خوبه كه قباد رو دوست داشته باشه و گرنه اين آقاى بزدل همه جور انتر رقصونى راه ميندازه كه شهرزاد رو بچزونه!!

    پاسخ به این دیدگاه
  119. کیان

    اون سکانس که شهرزاد از فرهاد خواست دوباره مرغ آمین رو بندازه عاااالی بود……. بسیار تاثیرگذار و زیبا بود….

    ما خیلی سوال تو ذهنمونه… میترسم تو قسمت بعد به همش جواب داده نشه…. مثلا اینکه چرا اصغری حشمت رو کشت؟؟؟؟؟ مادر قباد کی بود و چطوری قباد رو برادر زاده بزرگ آقا جا زدن؟ و….

    من دلم برای قباد هم خیلی سوخت…. ولی خیلی خیلی دلم میخواد وصال فرهاد و شهرزاد رو ببینم……… شهرزاد خودش اینجوری میخواد نمیدونم بقیه چرا زیر بار نمیرن و رضایت نمیدن؟؟
    به قباد گفت حرف آخرم نیست. حرف اول و آخرمه. که خیلی معنی توش بود…

    ما اعتراضی نداریم. ممنون. خیلی هم خوب بود و آقای فتحی خسته نباشی….

    پاسخ به این دیدگاه
  120. محمد

    ایول بالاخره فرهاد و شهرزاد به هم رسیدن..اونایی که میگن شهرزاد باید با قباد بمونه باید بگم که قباد بچه شهرزاد رو ازش گرفته و داره بهش زور میگه فقط فرهاد رو عشقه که خالصانه عاشقه شهرزاده و به خاطرش با همه میجنگه حتی بزرگ اقا

    پاسخ به این دیدگاه
  121. ندا

    یه سوال. علت بررسی نظر طرفدارهای سریال و بعد چاپ اون چیه؟ در صورتی که توهینی به شخص حقیقی یا حقوقی نشده باشه و جملاتی خارج از عرف و فرهنگمان زده نشده باشه نظرات افراد مختلف باید در معرض دید عموم قرار بگیره .
    به نظر من گزینشی عمل کردن شما درچاپ نظرات بر خلاف دموکراسی است.
    البته همین سایت هم از استاندارد زندگی در ایران بالاتره.
    ادمین عزیز چاپش هم نکردی جواب هم ندادی مهم نیست. خطاب به خودتون و همکاراتون بود.
    سپاس

    پاسخ به این دیدگاه
  122. الهه

    سلام..
    باید بگم فوق العاده بود این قسمت. حس هر لخظه از فیلم خیلی خوب انتقال داده شد. شهرزاد، قباد، بزرگ آقا مثل همیشه عالی. فرهاد قصه مونم خیلی زیبا شعر خوند مرسییییییی
    خوشحالم از اینکه شهرزاد قصه ما به زمانی که دوست داشت داره بر میگرده (زمان بودن با هرهاد)
    داستان هرجور که تموم بشه دوسش دارم و بهش اخترام میذارم.
    قیلم شهرزاد خیلی چیزها یادمون داد، خیلی چیزها را یاداوری کرد و لحظه های قشنگی را برامون تداعی کرد. این از همه مهتره…

    پاسخ به این دیدگاه
  123. عارف

    در حال حاضر هر جا سخن از سریال میشود نام شهرزاد بر سر زبان مردم جاریست.
    باید از کارگردانانی چون استاد حسن فتحی تقدیر شود بخاطر این همه هنر و مهارت
    که میتواند میلیون ها بیننده جذب کند
    ایشون یک مخاطب شناس حرفه ایست که همیشه با ساختن کارهایشان نشان دادند یکی از شاهکار های کارگردانی هستند .

    پاسخ به این دیدگاه
  124. امیر

    قسمت ۲۷ رو دو بار کامل دیدم و سکانس شروع دعوا تا پایان دیالوگ شهرزاد و فرهاد رو بالای ۲۰ بار دیدم و واقعا اذت بردم. این قسمت فوق العاده بود. واقعاً اینو میگم که اگه فصل بعدی به خوبی همین فصل به خصوص قسمت ۲۷ باشه حاضرم برای هر قسمت ۱۰ تومن هم بدم چون واقعاً ارزش داره.

    پاسخ به این دیدگاه
  125. عسل

    انتخاب بازیگر نقش قباد کمی باعث عدم درک فیلنامه می شه
    شهاب حسینی بهترین بازیگر نسل خودشه به قدری زیبا نقش به تصویر می کشه که ناخودآگاه بیننده جذب می شه
    حالا فکر کنید قرار باشه عاشقای قدیمی ( فرهاد و شهرزاد ) به هم برسن
    فکر می کنم واسه اکثر بیننده ها یه پایان تلخ محسوب می شه
    البته نباید فراموش کرد متاسفانه بازیگر نقش فرهاد هم نتونست حس این کاراکتر را به بیننده منتقل کنه
    موفق باشین

    پاسخ به این دیدگاه
  126. M 18

    سلام ، من قسمت ۱ تا ۸ سریال رو از روی سی دی یکی از فامیلامون ریختم روی فلش و رفتم دیدم ( چون سی دی رامم خراب بود) حالا هم بنا بر نظر مرجعم فهمیدم از نظر شرعی اشکالی داره و اومدم از عوامل سریال شهرزاد عذر خواهی کنم و حلالیت بطلبم.حالا باید کاری کنم یا همین حلالیت کافیه؟ لطفا جواب بدین اگه میشه
    ممنون

    پاسخ به این دیدگاه
  127. مسعود

    ایوووووول خیلی حال کردم این قسمتووو شهرزاد و فرهاد باید بهم برسن چون قباد یه ترسو و بزدله حتی جرات نداره به بزرگ اغا ته بگه فقط بلده عشقشو به زبون بیاره یه ترسو حقش همینه شهرزداد حق فرهاده چون واسش جنگید…… شهرزادم فقط جلو فرهاده که تسلیمه جلو بقیه خودشو سر میدونه

    پاسخ به این دیدگاه
  128. یه ادیب

    این و به اونایی میگم که میگن شهرزاد مال قباده بهتره بگم کلمه مال کلمه مناسبی نیست شهرزاد شئ یا بازیچه نیست که کسی مالکیتش رو داشته باشه اما من خیلی دوست دار این بودم که شهرزاد در پایان سرنوشتش با فرهاد رقم بخوره بهتره بگم این یه خیانت نیست که عشقی زیرش پای مال بشه داستان این فصل از اولش هم برای قباد شهرزاد و فرهاد بود فرهاد و شهرزاد عاشق هم بودند نه یک ماه دوماه نه یه سال دوسال اونا از بچگی با هم بزرگ شده بودند بعد از اون ازدواج زوری قباد به این علت برای شهرزاد مهم شده بود که قباد دیگه شوهرش بود و ازاونجایی که در زمان حضورشون دین اهمیت فوق خاصی داشت سعی میکرد به روی خودش نیاره که فرهادی وجود داره وگرنه آدم یه بار عاشق میشه اون هم زمانی که خط قرمز ها رو شکونده باشه فرهاد هم هیچ بدی در داستان نکرد دلبسته فردی شد که همانند خودش درک خوبی از عشق داشت این گونه انسان ها با ارزشن چون اونچه میخوایم فراهم کردنش براشون آسونه قباد هم عاشق شهرزاد شد چون تنها فردی بود که بهش اهمیت میداد بعضی ها خیلی چیزا رو فراموش کردن که بهتره فیلمو از اول نگاه کنن
    در ضمن دلیل داره هرچی بوجود میاد این فیلم هم پیامدی داره اینکه لازم نیست وقتی عشقتو از دست دادی بمیری چون اگه واقعا تو عاشقشی و اون یه زمانی عاشقت بوده همنشین خدا هم بشه نمیتونه عشقشو از یاد ببره پس همیشه یه راهی هست

    پاسخ به این دیدگاه
  129. محمد

    با سلام
    واقعا با قسمت ۲۷ حال کردم اگه یک نظزسنجی بشه که کدوم قسمت ها قشنگ ترین بودن یکیش همین قسمت ۲۷ بود
    برای من که این فیلم قشنگ ترین سریال و فیلم در کل عمرم بوده
    البته نظر شخصی همه قابل احترامه ولی این نظز شخصی ام بود
    و اما در مورد یکی از پایه و اساس های این فیلم ……یعنی چاوشی…… که بی شک کسی نمیتونست به جای ایشون این چنین (در فیل بازی کنند و شاهکاری ار خود بسازند)
    البته دست های فراوان اقای فتحی و سایر عوامل که نمی توان اسم همه را برد را باید را بوسید
    با تشکر از همه به خصوص اقای فتحی و مصطفی زمانی و اقای علی نصیریان و خانم ترانه علی دوستی و … و البتهههههههههه محبوب ترین خاننده ی پاپ ایران اقای محسن چاوشی
    با تشکر

    پاسخ به این دیدگاه
  130. وحید

    با سلام از آقای حسن فتحی بابت ساخت چنین سریالی تشکر میکنم همچنین از خانوم ترانه علیدوستی،آقایان مصطفی زمانی وشهاب حسینی که نقش اصلی را بازی میکردند از کارگردان محترم خواهش میکنیم سعی کنند که فصل دوم این سریال هر چه زود تر به بازار بیاید ممنون از همتون

    پاسخ به این دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *